هدایت شده از KAFONE
دستی توی موهای نارنجی رنگت کشیدی و بعد به کف دست پُر از موت نگاه کردی ، توی اینه به خودت و بعد به ماشین توی دست زن بالای سرت نگاه کردی. اونو روی پیشونیت گذاشت و بالا کشید و اینبار موهات رو پارچه مشکی رنگ دورت ریختن. قبل از اینکه اخرین دسته از موهات رو بتراشن خونی که از بینیت سرازیر شدو روی پارچه ریخت ، اخرین چیزی که دیدی باز هم دستای پُر از موهای نارنجی رنگت بود.
-من آن گلبرگ مغرورم نمی میرم ز بی آبی
ولی بی دوست میمیرم در این مرداب تنهایی
@star_il