دلم میخواد علیرغم همه چیز
به حرف مولانا گوش بدم :
شادی ز میان غم برانگیز
در عالم بیوفا وفا کن
•° نشونھ
تو را به جای همه کسانی که نشناختهام دوست می دارم،
تو را به خاطر عطر نان گرم
برای برفی که آب میشود دوست میدارم؛
تو را به جای همه کسانی که دوست نداشتهام دوست میدارم؛
تو را به خاطر دوست داشتن دوست میدارم.
برای اشکی که خشک شد و هیچ وقت نریخت،
لبخندی که محو شد و هیچ گاه نشکفت دوست میدارم....
-پل الوار-
•° نشونھ
تو را به جای همه کسانی که نشناختهام دوست می دارم، تو را به خاطر عطر نان گرم برای برفی که آب میشود
.
تو را به خاطر خاطرهها دوست میدارم،
برای پشت کردن به آرزوهای محال؛
به خاطر نابودی توهم و خیال دوست میدارم؛
تو را برای دوست داشتن دوست میدارم.
تو را به خاطر بوی لالههای وحشی،
به خاطر گونهی زرین آفتاب گردان،
تو را به خاطر دوست داشتن دوست میدارم؛
تو را به جای همه کسانی که ندیدهام دوست میدارم.
تو را برای لبخند تلخ لحظهها،
پرواز شیرین خاطرهها دوست میدارم.
-پل الوار-
•ترجمه احمدشاملو•
•° نشونھ
؛
.
چهها با جان خود دور از رخ جانان خود کردم
مگر دشمن کند اينها که من با جان خود کردم
طبيبم گفت درمانى ندارد درد مهجورى
غلط مىگفت خود را کشتم و درمان خود کردم
-وحشی بافقی-
اصلا نمیدونم این بیرونرفتن چی داره؟! فقط میدونم من از اون دسته از انسان ها هستم که فقط باید چارتا آدم باید ببینم تا دلم باز بشه.