نخ های فرش دونه به دونه کنار هم جمع میشن تا یه طرح فرش کامل به دست بیاد..
نقش ما آدما تو زندگی هم یه بافنده هست؛یا «با حوصله» و «طرحی» که داریم تار های زندگی رو به هم میبافیم یا انقد «سریع» و «بدون دقت» میبافیم که آخرش جز یه طرح بهم ریخته و به درد نخور نتیجه ای نداره...
هیچ چیز تورا به درستی نشان نداد..
فقط آینه بود که توانست بی صدا به تو بفهماند که هستی اما آن هم ظاهری...!
یاد بگیریم انقدری صبر کنیم که هیچ وقت نشه به خودمون بگیم،
«کاش عجله نمیکردم..»
نوشتنیها..!:)
"و ما شب را به دلتنگیِ کسانی بیداریم؛ که جز ما،همهچیز را دوست داشتند.."
"و ما شب را به دلتنگیِ کسانی بیداریم؛
که جز ما،همهچیز را دوست داشتند.."
داشتم فکر میکردم دلتنگی ربطی به خوب و بد آدما نداره حتی ممکنه انسان دلش برا بدترین آدم زندگیش هم تنگ بشه..
چه حس عجیبیه این دلتنگی....
واقعیت آدمی که بهش فشار بیاد هر حرفی میزنه بدون اینکه فک کنه..
منم خیلی از این حرفا زدم قبول دارم چون یه زمانی آدم مشکلات دنیارو انقدر بزرگ میبینه که فقط رو اون دنیا برای مردن حساب باز میکنه نه اینکه کار خوب و بدی هست یا عذاب و غیره وجود داره.
ولی به شخصه خودم الان که فکر میکنم آرزوی مرگ کردن اصلاا منطقی نیست با هر فشاری که روی یه نفر باشه،از دست دادن کسی رفتن کسی دعوا با کسی و هزار تا دلیل دیگه هست ولی همشون دنیایی هست و اصلا آرزوی مرگ یا واکنشی برای مرگ زودتر به دنیا ختم نمیشه برا همین کلا منطقی نیست برای چیزای دنیایی یه چیز غیر دنیای بخوایم
پ.ن:در جواب یه سوال نوشتم دوست داشتم اینجا بمونه...
یکی رو پیدا کنم که از لحاظ دین و ایمانی بیشتر چیزارو بدونه تا صبح ازش سوال میپرسم😂🙄
#نیازمندی
یک عمر پی تو گشتم و گشتم و گشتم...
غافل از اینکه تو دقیقا همینجایی،همین نزدیکی ها...:)
تا قبل این جنگ مینوشتیم از حاج قاسم و روز ۱۳ دی که خبر شهادتشون اومد..،
حالا نهم اسفند تو خاطراتمون عزا ثبت شده....
خاطراتی که هر لحظش گریه هست..
مسئلش خیلی پیچیده بود،پیچیده تر مسائل از ریاضی..
فرمولش طولانی تر بود،طولانی تر از فرمول های شیمی..
خیلی حرف داشت برا زدن،بیشتر از درسای تاریخ..
هیجان و جنب و جوش بیشتری داشت،بیشتر از زنگای ورزش..
معنی عجیب تری داشت،عجیب تر از معانی بیت شعر های فارسی..
هیچ جا براش قانون نذاشتن...
برای هر کس یه قانون خاص و تکرار نشدنی داشت..
اگه بفهمی منظورمو یعنی تو درکش کردی(: