#استفتائات
امام_خامنهای_مدظله_العالی
🔹ملاک طهارت الکل
✍ امروزه از الکل که در واقع مسکر است برای ساخت بسیاری از داروها بهخصوص داروهای نوشیدنی، عطرها بویژه انواع ادکلن هایی که از خارج وارد می شوند، استفاده می کنند. آیا به افراد آگاه یا جاهل به مسأله اجازه خرید و فروش و استفاده و بهره گیریهای دیگر از آنها را می دهید؟
✅ج: الکل هایی که معلوم نیست در اصل از اقسام مایعات مستکننده باشند، محکوم به طهارت هستند، و خرید و فروش و استعمال مایعاتی که با آنها مخلوط شده اند اشکال ندارد.
هیات رزمندگان اسلام شهرستان بهشهر
@heyat_razmanegan_behshar
کانال خبری بهشهرنو
بسم الله الرحمن الرحیم مستند داستانی کف خیابون(2) ✍ نویسنده: محمد رضا حدادپور جهرمی «قسمت پانزدهم
بسم الله الرحمن الرحیم
مستند داستانی کف خیابون(2)
✍ نویسنده: محمد رضا حدادپور جهرمی
«قسمت شانزدهم»
گفتم: «عجب! پس اون مرده چی؟ اون چیکاره بود؟»
گفت: «دیگه مردی در کار نبود ... آهان ... رانندش میگی؟ نه ... اون کاره ای نبود ... من فقط با ترانه میبستم!»
گفتم: «چی شد؟ چی گفتی؟ چی شنیدی؟»
گفت: «اولش تعجب کردم که دختر هست ... خیلی آرایش کرده بود و وضعیت جلفی داشت و چهرش هم زیادی عملی بود ... من همش میترسیدم یه آشنایی ما را اونجا با هم ببینه و آبرو ریزی بشه! رفتیم کافی شاپ اونجا و نشستیم و حرف زدیم.
گفت چند تا از اینا و بقیه وسایلش میتونی برام جور کنی؟
گفتم من فقط همینا را دارم ...
گفت اگه بتونی دستمو بذاری تو دست اونی که اینا را بهت داده، پول خودتم محفوظه!
گفتم خودم بلند کردم!
گفت مال کارخونه ............... هستی؟
گفتم تو با این چیزاش کاری نداشته باش!
✅دلنوشته های یک طلبه
@mohamadrezahadadpour
گوشیشو از شلوار تنگش به زور آورد بیرون و گفت باشه! شماره کارتتو بهم بده تا همین جا برات کارت به کارت کنم!
گفتم شماره کارتم یادم نیست!
گفت پس پاشو بریم دم یه عابر بانک!
رفتیم! ولی اون نیومد ... توی ماشین نشست! دو تا کارتشو بهم داد و شماره رمز دوتاش بهم داد و گفت برو هر چی میخوای بردار!
وقتی میخواستم از ماشین پیاده شم، گفت گوشیتو بهم میدی واسه یکی از دوستام یه اس بدم! گوشی خودم هنگ کرده!
منم دیگه زشت بود قبول نکنم ... گوشیمو بهش دادم...
من داشتم شاخ درمیاوردم اما چون خانم با کلاسی بود و داشت جدی میگفت، میخواستم زحمتش نشه ... پیاده شدم و پولمو گرفتم ... یه صد تومن هم اضافه تر گرفتم ... خودش گفته بود ...
بعدش که میخواستم برگردم تو ماشین، یه نگا به کارتها کردم ... اسم ترانه روش نبود ... اسم یکی دیگه روی اون کارتها بود ...
برگشتم تو ماشین! اینقدر با شخصیت بود که حتی ازم نپرسید چقدر کشیدی؟ منم چیزی نگفتم!
دیدم داره گوشیمو واسم شارژ میکنه! گفتم من صبح شارژش کرده بودم ... گفت باشه ... اشکال نداره ... پیامای من زیاد شد ...»
داشتم از این همه حماقت و سادگی این پسرهبالا میاوردم!
بهش گفتم: «کارتشو داد و تو هم رفتی تلکش کردی و گوشی بهش دادی و اونم پیامک زد و بعدش هم شارژ کرد و تو هم هیچی به هیچی؟! فقط نشسته بودی پیش یه حوری و از عطر تنش و برجستگی بدنش لذتش میبردی و مدام فاصلتو باهاش کم میکردی؟! آره؟!»
گفت: «آقا من بچه هیزی نیستم ... »
حرفشو قطع کردم و گفتم: «ول کن این حرفارو ... بعدش چی شد؟»
گفت: «عصرش هم چند بار براش تماس گرفتم و میخواستم ازش تشکر کنم بخاطر پول خوبی که داده بود و شربت کاسنی باحالی که زدیم و بعدش هم منو تا دروازه قرآن رسوندن!»
گفتم: «خب؟ برداشت؟»
گفت: «نه دیگه ... خودتون که گفتین الان ... دیگه جوابم نداد ...»
گفتم: «تلگرام چطور؟»
گفت: «نه ... اونجا هم هر چی صداش کردم جوابم نمیداد!»
گفتم: «لابد براش مینوشتی ترانه! ترانه جون! ترانه خانوم! آره؟»
هیچی نگفت و سرش انداخته بود پایین و عرق ترس برداشته بود!
گفتم: «خیلی خب! حالا اینا به کنار! داستان پیامکت چی بود؟»
یهو راست نشست و گفت: «هیچی آقا ... گفتم که جوابمو نداد ...»
گفتم: «به ترانه که نمیگم! به دوستات میگم!»
گفت: «آقا والا با هم شوخی داریم ... جوکای سیاسی را معمولا اونا میفرستن خدا لعنتشون کنه به حق مرتضی علی ... من فقط میخندم!»
گفتم: «ببین میدم کبابت کننا ! حرف بزن! قصه اون پیامکه چی بود؟ چرا اون پیامکا دادی؟!»
با ترس و بی تابی گفت: «آخه کدوم پیامک؟ شما یه تیکشو بگو تا بگم! نکنه همون جوک آقای جنتی را میگی! آقا تو قبر پدرم خوردم! دیگه تکرار نمیشه! اصلا ایشالله من برم زیر تریلی شخصی آقای جنتی! ایشالله هزار سال دیگه عمر با برکت کنه ... غلط کردم بابا ...»
گفتم: «چرت تحویلم نده! چرا پیامک دادی و از دوستات خواستی شب برن پشت بوم و الله اکبر بگن؟!»
داشت از تعجب خفه میشد ... با حالت وحشت گفت: «آقا من غلط بکنم! من روز روزیش هم الله اکبر نمیگم ... چه برسه با پیامک از دوستام بخوام! آقا ما یه جرم کردیما ... حالا شما هر چی میبینی بنویس تو پرونده من بدبخت! کدوم الله اکبر؟ کدوم لا اله الا الله؟ ما از این کارا بلد نیستیم قربون شکلت برم!»
خاک بر سرش!
فهمیدم که چه شده و چه اشتباهی کرده؟
دیگه داشتم از ناراحتی کلافه میشدم!
گفتم: «گفتی تلفنتو برداشت و یه اس ام اس زد؟»
گفت: «کی؟ ترانه؟ آره !»
تموم شد ...
آدم به این بی فکری و ساده لوحی!
پاشدم و از اطاق بازجویی اومدم بیرون!
ادامه دارد...
✅دلنوشته های یک طلبه
@mohamadrezahadadpour
هیات رزمندگان اسلام شهرستان بهشهر
@heyat_razmanegan_behshar
☎️زنگ عبرت
🔴 ایرانیها و عراقیها هوشیار باشید
♦️سعید درخشان:حتما زیاد شنیدید و خواندید از خبرهای جعلی مانند صیغه زنان ایرانی برای مردان عراقی در مشهد و یا انتقال اب ایران به عراق و....
🔽 در عراق، ایران به عنوان عامل مشکلات مردم معرفی میشود
🔽 در ایران، عراق به عنوان عامل مشکلات مردم معرفی میشود
♦️ایران و عراق یک ملت با تاریخ مشترک چندهزارساله را در جنگی ۸ساله به جان هم انداختند اما با سقوط صدام دوباره به آغوش هم برگشتند ...
♦️داعش را برای نابودی این تمدن کهن به جان عراق و سوریه و سپس ایران انداختند ، اما سرزمین مادری به کمک عراق و سوریه رفت و داعش را نابود کرد...
#استعمار_پیر به کمک رسانه ها و نفوذی هایش اکنون آخرین حربه را بکار بسته است که دوباره آتش اختلافات را شعله ور کرده است تا جنگ باخته بوسیله داعش را با تفرقه افکنی به پیروزی تبدیل کند...
♦️ایران و عراق یک ملت هستند باتمدن چندهزارساله اما اکنون با دروغها و مرزهای ساختگی میخواهند ما را به جان هم بیندازند....
◀️هوشیار باشیم و به شایعات توجه نکنید
🌾🌾🌾
هیات رزمندگان اسلام شهرستان بهشهر
@heyat_razmanegan_behshar
🔘
#خدا_باهات_حرف_داره
📎 آیات ۱۰۷-۱۰۸ سوره ی یونس خلاصه اى از بحثهاى توحيدى ودعوت پیامبر (ص) است.
🍃مى گويد: اگر ناراحتى و زيانى از طرف خدا به تو برسد، برای مجازات و یا آزمایش ، هيچكس جز او نمى تواند آن را برطرف سازد.
همچنين اگر خداوند اراده كند خير و نيكى به تو برساند، هيچكس توانائى ندارد كه جلو فضل و رحمت او را بگيرد.
او هر كس از بندگان را اراده كند و شايسته بداند، به نيكى مى رساند.
چرا كه آمرزش و رحمتش همگانرا در بر مى گيرد و او غفور و رحیم است.
🍃خداوند به عنوان یک دستور عمومی میفرماید: به مردم بگو از طرف پروردگارتان حق بسوی شما آمده است.
تعلیمات این کتاب آسمانی، و پیامبر حق است و نشانه های حق بودنش آشکاراست.
👈با توجه به اين واقعيت ،هر كس در پرتو اين حق هدايت شود، به سود خود هدايت يافته و هر كس با عدم تسليم در برابر آن راه گمراهى را برگزيند به زيان خود گام برداشته است.
و من مامور و وكيل و نگاهبان شمانيستم.
يعنى نه وظيفه دارم كه شما را به پذيرش حق مجبور كنم ،
و نه اگر نپذيرفتيد مى توانم شما را از مجازات الهى حفظ كنم ، بلكه وظيفه من دعوت است
☝️آيه مساله اختيار و آزادى اراده را تاكيد مى كند، و دليل بر اين است كه پذيرش حق در درجه اول به سود خود انسان است همانگونه كه مخالفت با آن به زيان خود او است ، در واقع تعليمات رهبران الهى و كتب آسمانى كلاسهائى است براى تربيت و تكامل انسانها، و وظيفه پيامبر را در دو جمله تعيين مى كند :
۱. مسير راهت را خدا از طريق وحى تعيين كرده است و كمترين انحراف از آن براى تو مجاز نيست .
۲. بايد صبر و استقامت و پايدارى پيشه كنى ، تا خداوند حكم و فرمان خود را براى پيروزى تو بر دشمنان صادر كند
چرا كه او فرمانش حق و حكمش عدالت ، و وعده اش تخلف ناپذير
💠پیام صفحه ۲۲۱ قرآن
هیات رزمندگان اسلام شهرستان بهشهر
@heyat_razmanegan_behshar
🔴 سادهاندیشان موّجه، بلندگوی نفوذیها
هیات رزمندگان اسلام شهرستان بهشهر
@heyat_razmanegan_behshar