●دبیر تاریخ به کوکب پیشنهاد داد بالش با خودش حمل کند تا روی پیشانیاش رد جامدادی نماند.
●دبیر دینی سوالهایی میگوید که برای امتحان نیست:
او پشت هم سوالاتی را ردیف میکند و در پایان اضافه میکند اینها در امتحان نمیآیند ولی یاد بگیرید امتحان اوپنبوک خواهم گرفت.
بلقیسـیمیدا
●ما سر کلاس میآییم چون احساس نیاز میکنیم؟ :
دبیر دینی در توضیحات خود میگوید شما سر کلاس میآیید چون احساس نیاز میکنید اما نمیداند که دانشآموزان هیچ نیازی به این درسهای مسخره ندارند و نخواهند داشت.
بلقیسـیمیدا
●دبیر دینی مسبب تشویقی گرفتن ما:
بلقیس و کوکب که انتقادی از مطلب کتاب دینی میکنند، با واکنش ناگهانی معلم مواجه میشوند که میگوید حتما کتبی بنویسیم و به اداره و فلان بفرستیم تا بلکه تشویقی هم بگیریم.
(کوکبوبلقیسازخندههایشانرافرومیخورند)
بلقیسـیمیدا
●دبیر تاریخ خوب نیست:
دانشآموزان که جویای احوال او میشوند میگوید خوب نیستم. خسته، تشنه و گرمازده هستم.
بلقیسـیمیدا