خداروشکر که ستارِ
وگرنه گناهام که هیج فکر هام رو کسی میفهمید جنازمم از زمین برنمیداشتن ..
حالم از اون مداحی که از ننش قهر کرد اومد میکروفون گرف دستش بهم میخوره
ده آخه بیشرف
قدیم مداح شدن آداب داشت
هر ننه قمری رو ک اجازه مداحی نمیدادن !
مداحی که ته ریش داشت رو اصن آدم حساب نمیکردم چه برسه به اون احمقی که محاسنش رو تیغ بکشه
طرف قیافش شبیه گناه کبیرس میاد میکروفون میگیره دستش
چارتا شعر از میخونه
از اون شعرایی که عمو فیروز دم عید میخونه بد تر