چن سال پیش آخرین باری که خانوادگی اربعین رفتم کربلا
خواهرزاده کوچولوم هم آورده بودیم تقریبن ۴ سالش بود اوج شیرین زبونیا و اینا
نیجف ؛
چن سال پیش آخرین باری که خانوادگی اربعین رفتم کربلا خواهرزاده کوچولوم هم آورده بودیم تقریبن ۴ سالش
زیر آفتاب داغ _ تشنه _ گشنه _ خسته _ خاک و خلی
برگشت با صدا گرفته و بچه گونش گف
نیجف ؛
زیر آفتاب داغ _ تشنه _ گشنه _ خسته _ خاک و خلی برگشت با صدا گرفته و بچه گونش گف
اه این یزید و شمر کجان بیان مارم بکشن راحت بشیم خسته شدم
علاقه به این دارم ک از کار هایی که میکنم عکس بگیرم و یا اینکه کلیپ درست کنم از سفر هام واس خودم 🤌🏽