یکی داد میزد بیا شااااال بیا شاااااال
یکی صدا میزد هل ده تومان هل ده تومان
از این وسط که رد میشدی یکی از این دستگاه ماساژی ها میکشید به کتف و کمرت
رد که میشدی دم گیت بوی این فلافل هایی که چند روزه ریخته شده پشت ویترین و بادمجونای پر روغن میزد به دماغ آدم
بعد میرفتی تو گیت .. این باد خنک کولر گازی بو و اینا رو از سرت میکند
یه نفس محکم میکشیدی و میزدی بیرون