اونایی که پیام گذاشتین، معذرت میخوام تو راه و اتوبوسم، لذا نت یاری نمیکنه باشه ی وقت دیگه
هدایت شده از لَهفان
کس نگذشت در دلم تا تو به خاطرِ منی
یكنفس از درونِ من خیمه به در نمیزنی
مهرگیاهِ عَهدِ من تازه تر است هر زمان
ور تو درختِ دوستی از بُن و بیخ برکنی
کس نَسِتاندَم به هیچ ار تو برانی از درَم
مُقبلِ هر دو عالمم گر تو قبول میکنی
چون تو بدیع صورتی بی سببِ کدورتی
عهدِ وفایِ دوستان حیف بوَد که بشکنی
صبر به طاقت آمده از بارکشیدنِ غمت
چند مقاومت کند حَبّه و سنگ صدمنی؟
از همه کس رمیده ام با تو در آرمیدهام
جمع نمیشود دگر هر چه تو میپراکنی
ای دل اگر فراقِ او و آتشِ اشتیاقِ او
در تو اثر نمیکند تو نه دلی، که آهنی
همبهدرِ تو آمد از تو که خصم و حاکمی
چارهِ پایِ بستگان نیست بجز فروتنی
تولدِت مبروک ای حُزنِ من