مآگُمشُدِگآنـیمکِهاَندَرخَمدُنیآ؛
تَنهآهُنَرمآستکِهمَجنونحُسِینیم:)❤️🩹⛓️
گفتم :خدایاچگونه آغازکنم؟
گفت :به نام من؟
گفتم :خدایاچگونه آرام گیرم؟
گفت :به یادمن!
گفتم :خدایاخیلی تنهایم؟
گفت :تنهاترازمن؟
گفتم :خدایاهیچ کسی کنارم نمانده؟
گفت :به جزمن!
گفتم :خدایاازبعضی هادلگیرم؟
گفت :حتی ازمن؟
گفتم :خدایاقلبم خالیست!
گفت :پرکن ازعشق من!
گفتم :دست نیازدارم!
گفت :گیردست من!
گفتم :بااین همه مشکل چه کنم؟
گفت :توکل کن به من!
گفتم :احساس میکنم خیلی ازت دورم!
گفت :نه،نزدیکترین به تو ،من!
گفتم :برای ارزوهایم چه کنم؟
گفت :تلاش،به امیدمن!
گفتم :چگونه ازین دنیادل بکنم وبرم؟
گفت :به امید دیدارمن!
گفتم :چگونه پایان دهم؟
گفت : حافظ ونگهدارتو،من!
گفتم :خدایاچرا اینقدر میگويی من؟
گفت : چون من ازتوهستم وتوازمن..:)