نصف مشکلاتم وقتی حل میشه که با ” مامان “ راجبش حرف می زنم. و انگار ناخوداگاه مسیر جلوم باز میشه.
بعضی آدما بوی زندگی میدن ، انگار دوست داری بگی بهشون : بیا بریم یه قهوه بخوریم و از زندگیت بگو ، منم گوش کنم .
بعضی وقتا انقدر میرم تو لاک ِتنهایی خودم که دلم میخواد از زندگی خودمو و اطرافیانم لفت بدم .
پرتؤ .
زندگی کردن تو جنگ خیلی عجیبه
از یك طرف دلهره و نگرانی داری ، از طرف دیگه سعی می کنی واسه امید و ادامه زندگیت بجنگی.