هدایت شده از 𝖠𝗌𝗍𝗋𝗈𝗍𝗐𝖾𝖾𝗍𝗒
لیبرا وقتی چیزی تموم میشه، اولش بیشتر از درد، از بهم خوردن تعادلش اذیت میشه. یعنی حتی اگه دلش هنوز درگیره، سعی میکنه ظاهرش مرتب و آروم بمونه.
برای همین شاید بگه «نه، مشکلی نیست»، ولی توی ذهنش هنوز داره سناریوها رو سبکسنگین میکنه. درگیرِ اینه که چی درست بود، چی ناعادلانه بود، و چطور میشه بدون جنجال از این وضعیت رد شد. لیبرا معمولاً از تنهایی نمیترسه؛ از ناهماهنگی و بیتکلیفی میترسه.
Flare
زوگوس،یه فکت رندوم بگم؟ تو برای خیلیها یه گزینه بودی،نه انتخاب اول.
و همین باعث میشه خودمو ازشون بگیرم
هدایت شده از پناه(Eitaa version)
Challenge
درود،این مسیجو فوروارد کنید چنلتون و لینکشو اینجا بزارید،از زیبایی هاتون بزارید و سه کلمه بهم بدین تا من واستون یه متن کوتاه بنویسم و تقدیمتون کنم.