رویای بودنت را به خاک میسپارم، شاید روزی جوانه زد و رشد کرد..بزرگ شد و به حقیقت پیوست؛ شاید!
یه مرحله از رابطه با ادم ها هم هست که دیگه باهاتون حرف نمیزنن، بحث نمیکنن و توضیح نمیدن؛ و ترجیح میدن فکر کنین حق با شماست. ادما رو به این مرحله نرسونید، توی این مرحله رفتنی میشن.
Нила-🤎
اگه سرنوشت رو دوست نداری، قبولش نکن! فقط شجاعت اینو داشته باش که بتونی عوضش کنی
من؟ من اونقدر ضعیفم و اونقدر اسیب دیدم که حتی نمیتونم سرنوشت بدی رو برای خودم رقم بزنم، فقط میزارم هرچی بخواد بشه.
من یک ترس بزرگ دارم
که هیچکس واقعا دوستم نداره؛ بلکه همه فقط مودبانه منو تحمل میکنن، به این امید که تنهاشون بزارم.
مثلا اگه یکبار منو تادیده بگیری
فقط یک بار
من به طور خودکار فرض میکنم که دارم مزاحم میشم؛ و فورا خودمو مجبور میکنم به حالت "حرف نزن، مگر با تو صحبت کردن"
یه لحظه حالم خوبه و لحظه ی بعد متقاعد میشم که مناسب هیچ رابطه ای نیستم.