چرا نمیتونیم توی تمام زندگیمون از خودمون راضی باشیم یا فقط خودمون رو دوست داشته باشیم؟
با اینکه دلم میخواست گریه کنم ( شاید از شدت خستگی، کی میداند؟) سعی کردم چهره ی خوشحال به خود بگیرم.
آری خستهام و به نرمی لبخند میزنم بر خستگی، که فقط همين است؛ در تن آرزويی برای خواب، در روح تمنايی برای ِ نينديشيدن.
نمیتوانی زخمهایم را پاک کنی یا گذشتهای که آزارم میدهد را بازنویسی کنی فقط مرا محکم در آغوش بگیر و بگو : همه چیز درست خواهد شد .
در ازدحام دنیا اگر انسانی را یافتی که تو را میفهمد رهایش نکن، چه آنها که ما را نمیفهمند، بیشمارند.