از لحاظ روحی نیاز دارم چند ماه با گربم توی جنگل گم و گور شم...
برم بین درختها و تو جاهای مهالود راه برم، اهنگ گوش بدم و باهاش بلند بلند بخونم، شمع روشن کنم و دراز بکشم، و با گربه روی شکمم کتاب بخونم:)...
به یه جایی میرسی که دیگه نه کسی رو دوست خودت می دونی و نه کسی رو دشمنت ، همه مثل غریبه ها خاطرات بد و خوب میسازن و میرن .