شبیه مه شده بودی؛ نه میشد در آغوشت گرفت و نه در ان سویت را دید..
تنها میشد در تو گم شد.
آنقدر در مغزم
با خود حرف زدهام که اگر،
آنها را مینوشتم کتابی میشد به نام:
{تمایل به خاموشی در پس ذهنی ناارام}
میگردی. بین فلسفه میگردی. لا به لای ادبیات میگردی. درون سینما میگردی. میان موسیقی میگردی.
بلکه فیلسوفی تورا یافته باشد، ادیبی تورا نوشته باشد، فیلمسازی تورا ساخته باشد، موسیقیدانی تورا نواخته باشد.