شبیه مه شده بودی؛ نه میشد در آغوشت گرفت و نه در ان سویت را دید..
تنها میشد در تو گم شد.
آنقدر در مغزم
با خود حرف زدهام که اگر،
آنها را مینوشتم کتابی میشد به نام:
{تمایل به خاموشی در پس ذهنی ناارام}
میگردی. بین فلسفه میگردی. لا به لای ادبیات میگردی. درون سینما میگردی. میان موسیقی میگردی.
بلکه فیلسوفی تورا یافته باشد، ادیبی تورا نوشته باشد، فیلمسازی تورا ساخته باشد، موسیقیدانی تورا نواخته باشد.
Нила-🤎
میگردی. بین فلسفه میگردی. لا به لای ادبیات میگردی. درون سینما میگردی. میان موسیقی میگردی. بلکه فیلسو
اما تو، ناب ترین فردی بوده ای که دیده ام، به عمرم مثل تو پیدا نکرده ام، فلذا تو را مثل شراب چشمانت، ناب مینامم.
.
*خوبه؟ 😅
افراد زیادی به بالا نگاه میکنند؛ تابستان در راه است. قورباغهای میپرد، قطرات اب برق میزنند.