.
آزمودن صحت ایمان دیگران وظیفهی ما انسانها نیست؛ بنده نمیتواند ایمان بندهای دیگر را بسنجد. مگر نمیدانی؟!
–ملت عشق–
آدم ها می آیند
زندگی میکنند
می میرند ومیروند...
اما فاجعه ی زندگی تو
آن هنگام آغاز می شود که
آدمی میرود اما نمی میرد!
می ماند
و نبودنش در بودن تو
چنان ته نشین می شود
که تو می میری
در حالی که زنده ای...
برای بچههاتون رفیق باشید نه بازجو و زندانبان؛ اینجوری پیش شما احساس امنیت میکنن، باهاتون حرف دلشونو میزنن، از آدمای ناامن طلب محبت نمیکنن...
تهی بود ، خالی خالی ، هیچ چیز نمیتوانست به اشتیاقش بیاورد ، دلش میخواست به اندازه سالهای طولانی بخوابد ، خسته بود ، هیچ چیز به وجدش نمی آورد ، هیچ کس لبانش را به خنده وا نمیداشت ، به دنبال راه چارهای بود ، به دنبال رهایی میگشت ، باید کاری میکرد اما چه کار ، او تنهاتر از این حرفها بود . !
واقعا تنهایی به تعداد آدمایی که دورمونن بستگی نداره ؛ آدم میتونه دقیقا همون لحظهای که وسط یه مهمونی شلوغ بین یه عده آدم نشسته کنج مغزش هندزفریشو بزاره تو گوشش و زانوهاشو بغل کنه و قلبش تنهاییشو فریاد بزنه . !