چشمها مجموعهای از تمام ناتمامی ها
دردها، ناكامیها، غم ها و خاطرات بر باد رفته هستند.
دافنه دوموریه تو رمان ربکا میگه:
"روزی با خود فكر می كردم اگر او را با غريبهای ببينم ، دنيا را به آتش میكشم . اما ، امروز حاضر نيستم كبريتی روشن كنم تا ببينم او كجاست و چه میكند ."