میدونی من میخوام حرف بزنم ولی نمیخوام حرف بزنم.
دوست دارم اجتماعی باشم ولی حوصله ندارم.
آدما رو دوست دارم ولی به دلم نمیشینن.
خلاصه یه حال بدی با خودم و این تناقض درونی دارم.
Нила-🤎
میدونی من میخوام حرف بزنم ولی نمیخوام حرف بزنم. دوست دارم اجتماعی باشم ولی حوصله ندارم. آدما رو دو
میخوام بمیرم ولی زندم. محکومم ب زندگی کردن..
Нила-🤎
میخوام بمیرم ولی زندم. محکومم ب زندگی کردن..
ساعت4:34...
و من همچنان درحال حدر دادن عمر کوتاهام.
خدا میداند که با این روند.. این عمر کوتاه تا چه مقداری کسر میشود..
Нила-🤎
چشمانش جز لبخند چیزی نگفت.. شاهد بیاورم؟!
شاهد که باشد؟
صبر انتخاب او نبود، اجبارش بود.
Нила-🤎
ساعت4:34... و من همچنان درحال حدر دادن عمر کوتاهام. خدا میداند که با این روند.. این عمر کوتاه تا چه
من اصلا لیاقت زندگی کردن دارم؟ من که هیچ کاری جز نفس کشیدن انجام نمیدهم... کار بیهوده در زندگی بیهوده برای ادم بیهوده..