Нила-🤎
من؟من تمام این کارها را برایت انجام دادم اما تو چه؟خودت را دور کردی..
تو چه کردی؟ گفتم به اغوشت تشنه ام مرا تشنه ول کردی حال از این لبان خشکیده چه می خواهی؟
Нила-🤎
تو چه کردی؟ گفتم به اغوشت تشنه ام مرا تشنه ول کردی حال از این لبان خشکیده چه می خواهی؟
تو نبودی و این جوانه خشک شد..جوانه ی عشقت در قلبم
تو را جستجو می کنم ، در میانِ باران های لرزان ، کنارِ آتشِ دور شده از دریا.
چشمانِ تورا جستجو می کنم ، میانِ اشک هایِ لغزانم ، به هنگامِ بستن پلک هایم.
حتی از ذراتِ معلق هوا هم تورا جویا می شوم ، آسمانِ تیره را در دست میگیرم و ستاره هایش را می نگرم ، در میانِ آنها هم تورا نمی یابم.
به قلبم که خیره میشوم ، نیمی از تو وجود دارد، همان تکه ای که قبل از رفتنت به تنم سنجاق کردی ، هنوز کنجی از سینه ام مانده است و نفس می کشد .
تورا باید بیابم ، همه ی تورا میخواهم نه نصفه جانی از خاطره ات که رزِ سرخِ سینه ام را در دست گرفته است .
ـ بخش هایی از دفترچه پارهی فرشته .