eitaa logo
Нила-🤎
56 دنبال‌کننده
227 عکس
131 ویدیو
2 فایل
-آدم بدون غم نمیشه راه بی پیچ و خم؛
مشاهده در ایتا
دانلود
قطعه به قطعه چیدمت آرام پیش ِهم ؛ سرهم شدی پیمبرِ از هم جدای ِمن ..
میفهمم دروغ میگینا ولی دیگه حال ندارم به روتون بیارم .
تو معذرت خواهیتو بکن ولی کیه که دوباره بهت اعتماد کنه.
اگه به درون آدم‌ها رجوع کنی اون‌ها پر از شکستگی و ترسن. ترس از چیزهایی که داره اون‌ها رو به نابودی میکشه. برای فرار از تنهایی به آدم‌های اشتباه پناه میبرن و در نتیجه پشیمون میشن. برای فرار از گذشته‌شون هر کاری میکنن و ترس از پشیمونی باعث میشه تصمیم های اشتباهی بگیرن. درون ادم ها پر از شکستگی‌هاییه که از بیرون مشخص نیست.
هدایت شده از ‹مُرهَقِ‌افکار!›
3.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
اِی اهل حرم میر و علمدار نیامد سقای حسین سید و سالار نیامد
هدایت شده از ‹مُرهَقِ‌افکار!›
دارم‌می‌سوزم‌و‌نمیتونم‌اشک‌بریزم‌برات مولا،‌مثلِ‌حر‌بخرید‌منو،‌بپذیرین‌منو. اشک‌نریزم‌براتون،‌می‌میرم...‌بخداکه‌می‌میرم : )
هدایت شده از ‹مُرهَقِ‌افکار!›
آب‌به‌خیمه‌نرسید؟ فدایِ‌سرت‌عباس.. فقط برگرد، بیا عباس😭
هدایت شده از ‹مُرهَقِ‌افکار!›
عباس.. علمدارِ حسین! بری‌ حسین بی‌پناه‌میشه.. نرو عباس.. برگرد عباسِ حسین!.. نرو همه‌ کس‌و‌کارِ حسین‌ع💔
هدایت شده از - کوفیه -
مثلا تو داری سعی میکنی خوابت ببره ، یکی توی عراق یه گوشه از حرم حضرت عباس ، بدون اینکه حواسش باشه خوابش برده .😭
هدایت شده از ‹مُرهَقِ‌افکار!›
عباس‌ تکبیر گفت الله اکبر .. بعضیا میگن رجز میخواند انا ابن الحیدر الکرار .. هی میگفت انا ابنُ علی المُرتَضی .. انا ابنُ قَتال العَرب .. رحز میخواند صداش برسه به حسین .... دیگه از یه جایی به بعد صدای عباس نیومد ... ابی عبدالله نگران شد اومد به سمتِ شریعه .. فهمید یه اتفاقی افتاده .. نزدیکه شریعه شد .. یه مرتبه شنید یکی میگه یا اخا .. داداش به دادم برس .. حسین .. فهمید عباسی که تا حال یه مرتبه نگفته برادر چی شد یهو لحنش عوض شد .. یه جوری خودشُ رسوند کنار علقمه .. تا رسید نگاهش به عباس افتاد «لمّا قُتل العبّاسُ بانَ الانکسارُ فِی وجهِ الحُسین علیه السلام» یه مرتبه دیدن رنگِ صورتش پرید .. دست به کمرش گرفت .. یا الله .. صدا زد عباسم کمرم شکست همه شنیدید دومین جمله گفت وَ انقَطَعَ رَجائِي .. امیدم ناامید شد .. وَ قَلَّت حِيلَتِي صبر از کفم رفت .. یه جمله دیگه ام گفت صدا زد وَ شَمُتَ بِي عَدوِّي .. پاشو ببین دشمن روش به حسین باز شده .. ببین دارن بهم ناسزا میگه .. پاشو ببین دارن به خیمه ها نگاه میکنن .. اومد جلو .. وَ جَلَسَ عَلَی التُّرَابِ .. نشست کنار بدن وَ نَظَر الی عباس .. یه نگاه به عباس کرد .. هر شهیدی رو که رفت با یه دست سرِ شهید رو گرفت گذاشت رو پاش .. اما یه نگاه به سرِ عباس کرد .. دید یه دستی نمیشه این سرُ برداشت .. دیدن با دو دست این سرُ آروم بغل کرد، یه جوری با عمود زده بودن ..:))))))💔
بی‌پناه که شدی صدایش بزن؛ او حسین است. خوب میداند تک و تنها شده یعنی چه ..
ولی یه صحبت خودی بخوام بگم اینه که بچها جدی هیچوقت آویزون کسی نباشین چون اگه اون آدم واقعا بخواد باهات رفیق باشه خودش دست و پا میزنه برای یه لحظه کنارتون بودن..