همدیگر را طولانی بغل کنید. جوری فشار بدین که انگار سلولهای شما می خواهد برود در میان سلولهای دیگری، آروم در گوشش نجوا کنید،
تو یکی از زیباترین تجمعهای اتمها در جهان هستی.
- روند جالبیه.. آدمها ممکنه برامون از یه غریبه تبدیل به یه دوست بشن، و بعدش از یه دوست به چیزی بیشتر؛ و یهو خیلی غریبهتر از غریبه!
تو را جستجو می کنم ، در میانِ باران های لرزان ، کنارِ آتشِ دور شده از دریا.
چشمانِ تورا جستجو می کنم ، میانِ اشک هایِ لغزانم ، به هنگامِ بستن پلک هایم.
حتی از ذراتِ معلق هوا هم تورا جویا می شوم ، آسمانِ تیره را در دست میگیرم و ستاره هایش را می نگرم ، در میانِ آنها هم تورا نمی یابم.
به قلبم که خیره میشوم ، نیمی از تو وجود دارد، همان تکه ای که قبل از رفتنت به تنم سنجاق کردی ، هنوز کنجی از سینه ام مانده است و نفس می کشد .
تورا باید بیابم ، همه ی تورا میخواهم نه نصفه جانی از خاطره ات که رزِ سرخِ سینه ام را در دست گرفته است .
ـ بخش هایی از دفترچه پارهی فرشته .