اون دختره که میخواستم بکشمش دوباره اومد چسبید بهمون✓
~اول کلاس اومده بود تو دهن منو سما~
انسیه عزیرممم فداش بشم دختر نازم که بهترینه رفت تحویل سنسی دادش
اره دیگه داشتیم یه حرکت دونفره میزدیم که نمی تونم توضیح بدم
سنسیای قشنگم چقد نانازید خودا گوگولیادزتژسرتطدطذتژوژدتژ
اره بعدش هیچی دوتا دوتا کردنمون رفتیم سر خونه زندگیمون داشتیم میزدیم من میتونستم برادرو نگه دارم که بپیچه ولی برادر نمیتونست منو نگه داره با هم میوفتادیم✅
یکی دوبار از بغل افتادم دست راستم موند تو دستش خودم افتادم
من رفتم و اون موند👈🏻👉🏻
آره بهد سنسی فاطمه اومد به انسیه اینا توضیح بده یه نگاه به ما کرد ~کلمون~ بعد به من گفت یه دقیقه بیا