اره دیگه داشتیم یه حرکت دونفره میزدیم که نمی تونم توضیح بدم
سنسیای قشنگم چقد نانازید خودا گوگولیادزتژسرتطدطذتژوژدتژ
اره بعدش هیچی دوتا دوتا کردنمون رفتیم سر خونه زندگیمون داشتیم میزدیم من میتونستم برادرو نگه دارم که بپیچه ولی برادر نمیتونست منو نگه داره با هم میوفتادیم✅
یکی دوبار از بغل افتادم دست راستم موند تو دستش خودم افتادم
من رفتم و اون موند👈🏻👉🏻
آره بهد سنسی فاطمه اومد به انسیه اینا توضیح بده یه نگاه به ما کرد ~کلمون~ بعد به من گفت یه دقیقه بیا
اره دیگه بعد سنسی اومد منو بلند کرد سر خوردم✅
*قدش بلنده نمیرس_