هدایت شده از پلوتوییهایِبیخانمان؛
شما زیبایید اما درونتان خالی است؛نمیتوان برایتان مرد.
هدایت شده از ⟨مارمالاد پرتقالˢⁱˡᵉⁿᵗ
دیگه نذارید بگم سر پیدا کردن و سوار شدن اتوبوسها چه مشقتی کشیدیم اون خودش یه فصل کامله.
هدایت شده از ⟨مارمالاد پرتقالˢⁱˡᵉⁿᵗ
همینقدر بگم که ما ۱ اون محل قرار بودیم، ولی ۲ و نیم بالاخره نشستیم تو ماشین.
هدایت شده از ⟨مارمالاد پرتقالˢⁱˡᵉⁿᵗ
و حالا این وسط گردباد هم بود.
هدایت شده از ⟨مارمالاد پرتقالˢⁱˡᵉⁿᵗ
یعنی جدی گردباد بود یه موج میومد رد میشد میرفت بعدش موج بعدی.
هدایت شده از ⟨مارمالاد پرتقالˢⁱˡᵉⁿᵗ
یه جوری میشد که شما نمیتونستی پنج متر جلوتر رو ببینی.