هدایت شده از پلوتوییهایِبیخانمان؛
شما زیبایید اما درونتان خالی است؛نمیتوان برایتان مرد.
هدایت شده از ⟨مارمالاد پرتقالˢⁱˡᵉⁿᵗ
دیگه نذارید بگم سر پیدا کردن و سوار شدن اتوبوسها چه مشقتی کشیدیم اون خودش یه فصل کامله.
هدایت شده از ⟨مارمالاد پرتقالˢⁱˡᵉⁿᵗ
همینقدر بگم که ما ۱ اون محل قرار بودیم، ولی ۲ و نیم بالاخره نشستیم تو ماشین.
هدایت شده از ⟨مارمالاد پرتقالˢⁱˡᵉⁿᵗ
و حالا این وسط گردباد هم بود.
هدایت شده از ⟨مارمالاد پرتقالˢⁱˡᵉⁿᵗ
یعنی جدی گردباد بود یه موج میومد رد میشد میرفت بعدش موج بعدی.
هدایت شده از ⟨مارمالاد پرتقالˢⁱˡᵉⁿᵗ
یه جوری میشد که شما نمیتونستی پنج متر جلوتر رو ببینی.
هدایت شده از ⟨مارمالاد پرتقالˢⁱˡᵉⁿᵗ
چشمهام درد گرفته بودن انقدر سعی کرده بودم گرد و خاک رو پاک کنم از مژههام.
هدایت شده از ⟨مارمالاد پرتقالˢⁱˡᵉⁿᵗ
دیگه اینم گذشت دیگه...
هدایت شده از ⟨مارمالاد پرتقالˢⁱˡᵉⁿᵗ
ولی حقیقتا، این ۱۸ ساعت خستگیش از یه هفته اربعین بیشتر بود. حقیقتا.
هدایت شده از ⟨مارمالاد پرتقالˢⁱˡᵉⁿᵗ
از لحاظ روحی و روانی نیاز دارم یه قم درست و حسابی برم اینا پاک شه.