eitaa logo
نیَّت
1.7هزار دنبال‌کننده
5.1هزار عکس
3.6هزار ویدیو
63 فایل
﴾﷽﴿ توان انسان به عیار نیت، همت، توکل و اعتماد او به خداست. تمرین کنیم نیت های پاک را و تجربه کنیم بهترین لذت عالم را #دغدغه‌های‌پاک #نیتهای‌خالص #شنبه‌های_ام‌البنینی #تربیت_مربی تبلیغ و تبادل نداریم @jamondeh135 https://eitaa.com/niyat135
مشاهده در ایتا
دانلود
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
🎥 "یاد کربلا افتادم" ساعت ۱۲:۳۰ میدان آزادی؛ جمعیت به قدری زیاده که نمی‌شه حرکت کرد @BisimchiMedia
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
سیستم صوتی مسیر راهپیمایی شهرستان شهریار برای لحظاتی قطع شد و این نوجوان دهه نودی شعار می داد و همه مردم تکرار می کردند .☺️
مادر_بزرگوار_شهید_مجتبی_یداللهی_.m4a
3.12M
صوت مادر بزرگوار اولین و جوان ترین شهید مدافع حرم ارتش مجتبی یداللهی چون هر شب یک شهید در کانال میزارم بعضی از صوتها برای چند روز قبل هست
نیَّت
صوت مادر بزرگوار اولین و جوان ترین شهید مدافع حرم ارتش مجتبی یداللهی چون هر شب یک شهید در کانال میز
اعضای کانال در هر جای ایران هستید میتوانید خدمت مادر،پدر،همسر،فرزند شهید را برای ما در کانال بفرستید و به نوبت هر شب در خدمت یک خونواده شهید باشیم
سفره ام‌البنین هفته دوم
هفته سوم سفره ام البنین خرم اباد
سفره ام البنین هفته یازدهم
هفته سوم سفره ام البنین
7.82M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
سفره خانم حضرت ام البنین سلام الله علیها
نیَّت
[••🌿••]↴ 9⃣نــُـه: 🔸【بࢪگے‌از‌یڪ‌ڪتابـــ📖】 ⋮🌻⋮ [قبل‌ازفرماندهےسپاه‌قدس،مامــوریت‌امنیـت‌شرق ڪشور‌
[••🌿••]↴ 🔟ده: 🔸【بࢪگے‌از‌یڪ‌ڪتابـــ📖】 ⋮🌻⋮ [خردادماه‌سال۹۲،باهفت‌تُن‌بارممنوعه‌‌ودویست‌نـفر مسافر‌به‌سمت‌دمشق‌پرواز،ڪردیم. هنگام‌عبـوراز‌آسمان‌‌بغداد،‌برج‌مراقبت‌‌بغـداد،‌پیــغام داد‌ڪه‌اگر‌درفرودگاه‌بغداد‌ننشینم،‌مارا‌میزنند.هرچه دلیل‌آوردم‌قبول‌نڪردند. حاجےباماهمراه‌بود‌،به‌دلایل‌امنیتےبه‌مهنـدس‌پـرواز که‌بیــن‌مسافران‌بود‌گفتــم‌لباســش‌راباحاجےعـوض‌ ڪند. وبعدفرودآمدیم. مارابردند‌سمت‌انتهای‌باند.معلوم‌بوددنبال‌حاج‌قاسم هستند.شانزدهفده‌تا‌آمریڪایی‌وعراقی‌وارد‌هواپیما شدند‌ومن‌ڪلۍبا‌آنها‌شوخےمیڪردم‌که‌حواســشان‌ به‌ڪابین‌نرود. چهره‌مسافران‌را‌تڪ‌به‌تڪ‌اسڪن‌میکردندو‌با‌چهـره حاج‌قاسم‌تطبیق‌میدادند.ولےبلطف‌خدا،بدون‌توجـه‌‌ به‌ڪابین‌خلبان‌ڪه‌حاجےهم‌آنجا‌بود،‌پیاده‌شدند. یڪ‌عراقۍ‌آمد. و‌میخواست‌بارهارا‌چڪ‌ڪند.نفسم‌بند‌آمده‌بود. مهندس‌‌پرواز‌باید‌همراهی‌اش‌میڪرد‌که‌نمیشد‌چون حاجےلباس‌مهندس‌پرواز‌را‌پوشیده‌بود. خودم‌‌همراهےاش‌ڪردم. چند‌عڪس‌گرفت‌ورفت‌وبارهارابازنڪرد. دقایقی‌بعد‌اجازه‌عبوردادند.هواگــرگ‌ومیـش‌بـودکه به‌دمشق‌رسیدیم. بعدازخواندن‌نماز‌صبح‌حاجی‌سرم‌را‌پایین‌آورد. وبوسه‌اےزد. گفتم‌حاجی‌من‌آرزو‌دارم‌پیش‌مرگ‌شما‌باشم. خنده‌‌ملیـحۍ‌ڪردو‌اشڪ‌ازگوشه‌چشمـــش‌سرازیر شد. ..𓂃🪴 ــــــــــــ ـ ـ °•[🔖↓‌]⇘ [راوۍ:امیراسداللهی] 「•،ص³¹-³⁵」 @niyat135