هدایت شده از عضو شو شارژ بگیر
#قـراردادِعـشـق🍵🍃
«حلقه رو دستم نکن...»
سارا با چشمهای اشکی به آرتین خیره شد.
«این ازدواج اشتباهه... من یکی دیگه رو دوست دارم.»آرتین با خونسردی خندید و گفت:«فکر کردی من عاشق توام؟ قلب من سالهاست مال نازگله...»صدای مهمونا از بیرون میاومد.آرتین حلقه رو روی میز پرت کرد و آروم زمزمه کرد:«از امشب فقط جلوی بقیه زن و شوهر میشیم... همین!»سارا لبخند تلخی زد.
«خیالت راحت... حتی اگه آخرین مرد روی زمین باشی، عاشقت نمیشم.»
آرتین در اتاق رو باز کرد.«پس بازی شروع شد...»🔥❤️🔥
𝑱𝑶𝑰𝑵:https://eitaa.com/joinchat/1362822832C7c0f69cc49
هیچکدوم نمیدونستن قراره چند ماه بعد تنها دلیل نفس کشیدن هم باشن ...💆🏻♀😶🌫
هدایت شده از عضو شو شارژ بگیر
آرتین با دستهای لرزون عکسها رو نگاه میکرد.یکی... دو تا... سه تا...همه چیز جلوی چشمش خراب شد.تمام این مدت...نازگل بهش دروغ گفته بود.اشک توی چشمهاش جمع شد.«پس... سارا بیگناه بود...»با عجله سوار ماشین شد.فقط یک فکر توی سرش بود...«باید قبل از اینکه دیر بشه پیداش کنم...»
اما وقتی به خونه رسید...روی تخت فقط یک نامه بود...و حلقهای که سارا جا گذاشته بود💍🫀.
𝙅𝙊𝙄𝙉:https://eitaa.com/joinchat/1362822832C7c0f69cc49
✰+بد موقع عاشق شدی آقا آرتین🥶
ساعت 9 پاک بشه✅
تا نیم ساعت فعالیت نکنید.
گسترده⁴ساعته لیلیوم𐙚
هدایت شده از گسترده⁴ساعتهآهـــ℘ــو⋆̟✨
اریا یه قدم ور داشت سمتم دستی توی موهام کشید . . .
غرق اون چشمای ابیش بودم اخه یه مرد چقدر می تونه قشنگ باشه؟!
صورتشو به صورتم نزدیک کرد و در گوشم پ.چ زد :
-نمیشه برای دومین بار با زنم یه حالی کنم؟
اولش خجالت زده شدم از این حرفش خنده ای
سر دادم اومدم شروع کنم به حرف زدن که اریا مهلت حرف زدن بهم نداد و...🤭❤️🔥
https://eitaa.com/joinchat/3296527914C507146f11e
عههه چیشد؟تا دیروز زن اجباریت بود که !!!😏❤️🔥
هدایت شده از گسترده⁴ساعتهآهـــ℘ــو⋆̟✨
رمان جذاب هم..سر شیط.ون من با طعم ازدواج اجباری ❤️🔥✨️🍃
دختره میخواد طلa..ق بگیره پسره میگه طلa...قت نمیدم و بعد دختره ...😰💔😳
https://eitaa.com/joinchat/3296527914C507146f11e
عاشق رمانت شدم نویسنده زود به زود پارت بدهه🥺🎀🦦
. . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . .
ساعت ۲۱ پاک کنید
از گسترده آهو