📝نظر رهبر شهید انقلاب بر کتاب «وقتی مهتاب گم شد»
بسماللهالرّحمنالرّحیم
بچّههای همدان؛ بچّههای صفا و عشق و اخلاص؛ مردان بزرگ و بیادّعا؛ یاران حسین (علیهالسّلام)؛ یاوران دین خدا .. و آنگاه مادران؛ مردآفرینان شجاع و صبور .. و آنگاه فضای معنویّت و معرفت؛ دلهای روشن، همّتها و عزمهای راسخ؛ بصیرتها و دیدهای ماورائی .. اینها و بسی جویبارهای شیرین و خوشگوار دیگر از سرچشمهی این روایت صادقانه و نگارش استادانه، کام دل مشتاق را غرق لذّت میکند و آتش شوق را در آن سرکشتر میسازد.
راوی، خود یک شهید زنده است. تنِ بشدّت آزردهی او نتوانسته از سرزندگی و بیداری دل او بکاهد، و الحمدلله ربّ العالمین. نویسنده نیز خود از خیل همین دلدادگان و تجربهدیدگان است. بر او و بر همهی آنان گوارا باد فیض رضای الهی؛ انشاءالله.
دربارهی نگارش این کتاب، آنچه نوشتم کم است؛ لطف این نگارش بیش از اینها است. مقدّمهی کتاب یک غزل به تمام معنی است. ۹۵/۱۰/۱۸
📚 نو+کتاب: ماجراجویی در دل صفحات
📱 @no_ketab
نور امید را دنبال کن✨
تصور کن که یک شب، مهتابی را گم کردهای. همهچیز تاریک و نامعلوم است؛ اما یک نور کوچک در دل تاریکی تو را به جلو میکشاند. «وقتی مهتاب گم شد» دقیقاً همین حس را به خواننده میدهد؛ کتابی که نهتنها به روایت یک نوجوان است، بلکه سفر او از کنج خانه تا میدان نبرد را با تمام ترسها، امیدها و تصمیمهای بزرگش تصویر میکند.
📚 نو+کتاب: ماجراجویی در دل صفحات
📱 @no_ketab
همقدم با هم 👥
علی خوشلفظ، نوجوان ایرانی، در دل جنگ و انقلاب قدم برمیدارد؛ اما «وقتی مهتاب گم شد» فقط از جنگ نمیگوید، بلکه سفری است پر از هیجان، شجاعت و انتخابهای سرنوشتساز برای امروز ما.
این کتاب، داستان زندگی علی خوشلفظ در دوران انقلاب و جنگ تحمیلی را روایت میکند؛ اما برخلاف آنچه شاید از کتابهای تاریخی انتظار داشته باشید، کتابی خشک و رسمی نیست. حس میکنید کنار علی ایستادهاید، نفسهایش را میگیرید، دلتان برایش میلرزد و با هر قدمش هیجانزده میشوید.
حمید حسام با قلمی ساده، روان و پرانرژی، ما را وارد دنیایی میکند که میتوانیم با آن ارتباط برقرار کنیم؛ دنیایی که در آن احساسات واقعی، ترسها، دوستیها و تصمیمهای سرنوشتساز، همه کنار هم قرار گرفتهاند. نه فقط یک روایت جنگی، بلکه داستانی از رشد، ایمان و مسئولیتپذیری.
یکی از جذابترین نکات کتاب، نگاه صادقانه به نوجوانی علی است. ما او را در حال تجربه اولین شجاعتها، اولین چالشها و اولین تصمیمهای بزرگش میبینیم. حس میکنیم که او هم مثل ما گاهی ترسیده، گاهی عصبی شده، اما درنهایت با ارادهای که از قلبش میآید، قدمهای بزرگ برمیدارد. این جنبه باعث میشود که ما نه فقط بهعنوان خواننده، بلکه بهعنوان همراه، هممسیر او شویم.
همچنین کتاب با جزئیات ملموس و تصویرسازیهای قوی، صحنههای جنگ را طوری نمایش میدهد که حتی کسانی که هیچ تجربهای از میدان جنگ ندارند، میتوانند هیجان، استرس و شدت شرایط را حس کنند. این تجربه باعث میشود ما درک بهتری از فداکاریها و ارزشهای انسانی داشته باشیم و بدانیم که پشت هر موفقیت و امنیت، تلاشهای پنهانی وجود دارد.
📚 نو+کتاب: ماجراجویی در دل صفحات
📱 @no_ketab
نور امید و اراده را دنبال کن 🌟
«وقتی مهتاب گم شد» تنها درباره جنگ نیست؛ این کتاب به مفاهیمی مثل دوستی، وفاداری، اعتمادبهنفس و امید هم میپردازد. رفتار علی با دوستانش، لحظات تصمیمگیری سخت و حتی خندهها و شوخیهای نوجوانانه او، همه باعث میشود خواننده حس کند که داستان، نزدیک به زندگی واقعی او و همنسلانش است.
از نکات جذاب دیگر، روایتهای کوتاه و پرانرژی هستند که حس فیلمنامه به کتاب میدهند. هر فصل مثل یک صحنه فیلم، پر از حرکت، صدا و هیجان است. این باعث میشود ما نهتنها بخوانیم، بلکه در داستان غرق شویم و هر صفحه، ما را به ماجرای بعدی دعوت کند.
خواندن «وقتی مهتاب گم شد» مثل قدمزدن در میان خاطرات واقعی یک نوجوان شجاع است. این کتاب به ما یادآوری میکند که رشادت و ایثار همیشه به سنوسال مربوط نمیشود و هر کسی میتواند در مسیر زندگی، قهرمان خودش باشد. حتی وقتی مهتاب گم شده باشد، نور امید و اراده میتواند مسیر را روشن کند.
در مجموع، این کتاب پرانرژی، صمیمی و تأثیرگذار، بهترین انتخاب برای من و شمایی است که میخواهیم داستانی واقعی، هیجانانگیز و پر از پیامهای انسانی بخوانیم. «وقتی مهتاب گم شد» نهتنها تاریخ معاصر ایران را زنده میکند، بلکه ما را با مفاهیم مهمی مثل مسئولیتپذیری، اعتمادبهنفس و اهمیت انتخاب درست، آشنا میکند.
📚 نو+کتاب: ماجراجویی در دل صفحات
📱 @no_ketab
برشی از متن کتاب 📕
عملیات کربلای پنج آغاز شد. بهرام در پادگان ماند و من شبانه برای پیوستن به گردان، خودم را به منطقه رساندم. نرسیده به نقطۀ عزیمت نیروها، یک گلوله توپ شیمیایی مقابلم منفجر شد و مثل قارچ از زمین بالا آمد. چپ و راست آبگرفتگی بود و تنها راه همین جادۀ خاکی بود که مرا به پشت کانال پرورش ماهی میرساند. ماسک ضدگاز شیمیایی همراهم نبود. چارهای نداشتم. با تویوتا از وسط دود شیمیایی رد شدم و کمی آن طرفتر به تهوع افتادم و بهسختی خودم را تا پای اسکله رساندم. جایی که قبل از عملیات نقطۀ رهایی بود و حالا با جلو رفتن بچهها حکم محل تخلیۀ مجروحان و شهدا را داشت. باران آتش دشمن بیامان میریخت. چشم من میان آن همه مجروح و شهید دنبال کسی بود که از موقعیت جلو سؤال کنم. از بچههای گروهان رضا نعیمیان را دیدم. پیک بهرام مبارکی بود. روی برانکارد خوابیده و چون تیر زیر گلویش را پاره کرده بود نمیتوانست حرف بزند. یک قایق نزدیک شد. باز هم پر از مجروح و شهید. داخل آن عباس علافچی بود. تیر به کتف عباس خورده و از پشتش بیرون آمده بود، اما سرپا و سرحال نشان میداد. بهزور به عقب فرستاده بودندش. مرا که دید گفت: «علی، برو جلو. برو.»
📚 نو+کتاب: ماجراجویی در دل صفحات
📱 @no_ketab
تقریظ رهبر انقلاب بر کتاب «تنتن و سندباد»📝
بسماللهالرّحمنالرّحیم
من هم همین قصّه را همیشه تعریف میکردم! حیف که خیلیها آن را باور نداشتند. حالا خوب شد، شاهد از غیب رسید! راوی این حکایت که خود همه چیز را به چشم خود دیده، حکایت تن تن و سندباد را چاپ کرده است. حالا دیگر کار من آسان شد! همین بس است که نسخهی این کتاب را به همهی بچهها بدهم.
۱۳۷۳/۸/۶
📚 نو+کتاب: ماجراجویی در دل صفحات
📱 @no_ketab
📍مچاندازی افراسیاب با بتمن
اگر بتمن و افراسیاب با هم مچ بیندازند، کدامشان برنده میشود؟ تیر آرش کمانگیر زودتر به هدف میخورد یا تارهای مرد عنکبوتی؟ اگر قرار به کلهپا کردن یک تبهکار باشد، پوریای ولی موفقتر خواهد بود یا سوپرمن؟ کتاب «تنتن و سندباد» یک جورهایی داستان همین فکرهای عجیبغریب است.
📚 نو+کتاب: ماجراجویی در دل صفحات
📱 @no_ketab
⚔داستان تقابل مشرقزمین با سرزمین غرب
تا حالا شده فکرهای عجیبغریب بیاید سراغتان؟ مثلاً وسط کلاس ریاضی دستتان را بگذارید زیر چانهتان و درحالیکه معلم دارد درس میدهد و تأکید هم میکند این بخش توی امتحان میآید، این فکر سمج توی سرتان چرخ بخورد و ولتان نکند که اگر بتمن و افراسیاب با هم مچ بیندازند، کدامشان برنده میشود؟ یا مثلاً تیر آرش کمانگیر زودتر به هدف میخورد یا تارهای مرد عنکبوتی؟ یا مثلاً اگر قرار به کلهپا کردن یک تبهکار باشد، پوریای ولی موفقتر خواهد بود یا سوپرمن؟
نیازی نیست کل کلاس ریاضی دستتان را زیر چانه نگه دارید و مسابقه مچ انداختن بتمن و افراسیاب را با داوری و گزارش همزمان خودتان، از اول تا آخر تصور کنید و آخرش هم سر امتحان ریاضی مجبور شوید دستبهدامن همه مقدسات شوید. صبر کنید تا کلاس ریاضی تمام شود و بروید هر طور شده کتاب «تنتن و سندباد» را گیر بیاورید. میپرسید چه ربطی دارد؟ خب باید بهتان بگویم «تنتن و سندباد» یک جورهایی داستان همان فکرهای عجیبغریب کلاس ریاضی است. البته انتظار نداشته باشید که در کتاب، آرش کمانگیر و مرد عنکبوتی مسابقه «کی از همه دقیقتره؟» راه بیندازند، اما کتاب محمد میرکیانی، داستان نبردی طولانی و پرماجرا بین قهرمانان مشرقزمین و مغربزمین است.
📚 نو+کتاب: ماجراجویی در دل صفحات
📱 @no_ketab
‼️نمیگذاریم قصههایمان را مالِ خود کنید
تنتن، کاپیتان هادوک، میلو و پروفسور که قصههایشان در سرزمین غرب ته کشیده، سوار کشتی مجهزشان میشوند و راه سرزمین شرق را در پیش میگیرند. آنها میخواهند هرطور شده به سرزمین قصههای شرق راه پیدا کنند و قصههای شرق را از سرزمینشان جدا کنند و به غرب ببرند؛ اما مگر این کار به همین راحتی است و قهرمانان شرق مینشینند یک گوشه و به همین راحتی اجازه میدهند غریبهها قصههایشان را بردارند و ببرند؟ درست حدس زدید، اینجای داستان است که مچ انداختنها آغاز میشود. سندباد، علیبابا، علاءالدین و غول چراغ جادو، نخودی و پهلوانپنبه که از هدف تنتن و دوستانش باخبر شدهاند، به فرماندهی سندباد یک تیم قدرتمند تشکیل میدهند و با تمام قوا شروع به دفاع از قصههایشان میکنند. این نبرد پرهیجان از دریا شروع میشود و تا کویر ادامه پیدا میکند. در پیچوتاب داستان، سوپرمن با قدرت پروازش به کمک تنتن میآید، کینگ کونگِ گوریل وارد داستان میشود و سروکله تارزان نیز از سرزمین غرب برای نجات دوستانش پیدا میشود.
📚 نو+کتاب: ماجراجویی در دل صفحات
📱 @no_ketab
⚠️ما با شما متفاوتیم
اگر کمی عمیقتر به «تنتن و سندباد» نگاه کنیم، متوجه میشویم که این داستان فقط یک ماجرای بامزه و هیجانانگیز از تعقیبوگریز اسمهای آشنایی که قبلاً آنها را شنیدهایم و با آنها خاطره داریم نیست، بلکه قصه پرغصه قهرمانهای شرقی است که در میان هیاهوی قهرمانهای غربی اسمهایشان کمکم دارد از یادمان میرود؛ قهرمانهایی که گرچه میتوانستند هر مچی را بخوابانند، اما قدرت اصلیشان جوانمردیشان بود.
«تنتن و سندباد» را بخوانید اگر سر کلاس ریاضی فکرهای عجیبغریب به سراغتان میآید، اگر دلتان میخواهد یک قصه پرماجرا از قهرمانهای مشرقزمین بشوید و اگر دلتان میخواهد افراسیاب، مچ بتمن را بخواباند.
🇮🇷 خواندن این کتاب بهویژه در این روزهایی که درگیر جنگ فیزیکی و رسانهای با غرب و غربیها هستیم، خالی از لطف و آگاهی نیست.
📚 نو+کتاب: ماجراجویی در دل صفحات
📱 @no_ketab