eitaa logo
تشکل ملی نوآوین
2.6هزار دنبال‌کننده
2.9هزار عکس
984 ویدیو
43 فایل
🌾نوآوین یعنی قدم تو مسیر شهید آوینی اونم در ایام پر از هیجان نوجوانی 🎬. رؤیای خودت رو از اینجا بساز ☄️⚡🔥👇🏻😉 💻ارتباط با ما @Noavin_admin https://www.instagram.com/noavin_com ارتباط با ما در شبکه‌های اجتماعی👇🏻 https://noavin.com/info
مشاهده در ایتا
دانلود
43.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
نماهنگ تا صبح ظهور یک جان برکفم یک نسل غیور خیبر خیبر یاصهیون 📲 به کانال ما بپیوندید «قرارگاه عملیاتی نوآوین»👇🏻👇🏻 @NoAvin_qarar 🔗لینک کانال «تشکل نوآوین»👇🏻👇🏻 @nojavan_avini_ir
45.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
نماهنگ ۲ خیبر خیبر یا صهیون 📲 به کانال ما بپیوندید «قرارگاه عملیاتی نوآوین»👇🏻👇🏻 @NoAvin_qarar 🔗لینک کانال «تشکل نوآوین»👇🏻👇🏻 @nojavan_avini_ir
17.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🇮🇷 کاری از گروه "شهید جواد دوربین" بندر انزلی روایت دیدار رهبری 👨‍💻فرمانده و اعضای گروه: طاها اخلاصی، محمد بیرانوند و.... گروه برگزیده رویداد استانی گیلان 📲 به کانال ما بپیوندید «قرارگاه عملیاتی نوآوین»👇🏻👇🏻 @NoAvin_qarar 🔗لینک کانال «تشکل نوآوین»👇🏻👇🏻 @nojavan_avini_ir
🇮🇷 ....وقتی کفش هایم را تحویل دادم و به طرف بیت راهنمایی شدم... صدای جمعیت را شنیدم که شعار "خونی که در رگ ماست هدیه به رهبر ماست" را می گفتند. با همین شعار بود که حضرت آقا تشریف آوردند. جلو رفتم، همه پاشده بودند. نمیشد آقا را دید و من بالا و پایین میپریدم.... با هر بالا پریدن، چهره‌ی ایشان را می دیدم و همه شعار "حیدر حیدر" میدادیم. وقتی که جمعیت نشست، من چهار زانو نشستم ولی دیدم نمیتوانم آقا را ببینم.... روی دو زانو نشستم و قشنگ آقارا دیدم....اشکم سرازیر شده بود...‌ دوست داشتم‌همان موقع برم نزدیک‌تر، خیلی خیلی نزدیک‌تر و بوسه بزنم بر دستانش و چهره‌ی زیبایش. دوست داشتم‌بگویم: "رهبرعزیزم! کافیست‌ اذن‌ بدهی‌ تا من‌ جانم‌ رافدایت‌کنم‌. آنقدر به تو‌ ایمان‌ و باور‌ دارم‌‌ که‌ حتی‌ اگر جانم‌ رابخواهی‌، نه، نمی‌گویم‌! وآن‌ را‌ دو دستی‌ تقدیمت‌ میکنم‌. رهبر‌ا!من‌ یا بهتر است‌ بگویم‌ تمام‌ نوجوان ها میدانیم‌ که‌ اهداف و آرمان‌هایت‌ چیزی جز حال‌خوب‌ برای‌ مردم‌ و رسیدن‌ به‌ خدا‌ودرجات‌ بالای‌ الهی‌ نیست". همین طور که نگاه می‌کردم،دوست داشتم چفیه ای از آقا بگیرم، همه‌اش‌ چشمم‌‌ به‌ حضرت‌ آقا‌بود و اشک های گرم و مزاحم اجازه نمی‌دادند‌، روی قشنگ‌حضرت‌ آقا راببینم‌. پس از تلاوت قرآن، دختر خانومی به نمایندگی از همه دختران نوجوان دعوت شد تا جلوی ایشان چند کلامی حرف بزند، آن دخترخانوم از دیار حضرت آقا بودند یعنی "مشهدمقدس" و اینکه از آقا تقاضای هدیه ای ارزنده وباارزش کرد. بعد از او، یک دانشجوی فلسطینی که در ایران در حال تحصیل بود کمی به زبان عربی با حضرت آقا صحبت کرد. و در آخر نیز یک جوان دانشجو آمد و پس از صحبت، از آقا تقاضای عبا کرد نه برای خودش بلکه برای دوستان و برای اينکه با آن نماز بخوانند. اما من.... هنوز محو چهره‌ی حضرت آقا بودم.... صدای شادی جمعیت آمد، حاج مهدی رسولی آمده بود.... او خواند: "الله‌اکبر، نحن‌ انصار الحیدر الله‌ اکبر جئنا من‌ حربِ‌ خیبر"، "حیدر حیدر حیدر حیدر". و ماهم با حاج مهدی رسولی همخوانی کردیم. و بعد چند دقیقه آقای هممون شروع به سخنرانی کردند. و سخنانشان برایم‌جالب بود و حضرت آقا یک کنایه‌ای فرمودند: " یک‌ ابلهی‌‌ پیدا‌ میشه‌ میگه‌ اجتماع‌ مردم‌انگلیس‌ کار‌ ایرانِ‌‌ لابد‌ بسیج‌ لندن‌ این‌کار رو کرده‌، بسیج‌پاریس‌این‌کار رو‌کرده". همه نوجوان ها شروع کردند به دست زدن و خندیدن....خیلی جالب بود... وقتی سخنان حضرت به پایان رسید‌.... من و همه رفقایم میخاستیم به ایشان برسیم. به طرف ایشان رفتیم. بوی عطرشان همه جا را فراگرفته بود و به مشامم میرسید. و دوباره بغض گلویم را می فشرد. یهو دیدم یکی چفیه ای به من داد و گفت اشک هایت را پاک کن. گفتم: اشک ذوقِ. گفت: میدونم. از دستش گرفتم. ما به سوی جایی که حضرت آقا نشسته بودند، رفتیم و شعار "مرگ‌بر آمریکا و مرگ بر اسرائیل" سر میدادیم. چند دقیقه بعد بر گشتم تا صاحب چفیه را پیداکنم، اما پیدایش نکردم و یهو تو دلم زمزمه شد که این همان‌چفیه‌ای است که از حضرت آقا میخواستی وگفتم‌شاید این همان چفیه باشد ولی از دست خود آقا نگرفتم. نوجوان ها حاج مهدی رسولی رو پیدا کردند و همه به سمت او هجوم بردند. او هم رفت و در را بست. خلوت تر که شد. در باز شد و حاج مهدی بیرون آمد و ما را بغل کرد و بیشتر ذوق کردیم. موقع برگشت بود و همه ناراحت..... آخر شیرینی دیدار تمام شده بود... پس از نماز و ناهار و رفتن به ترمینال برای برگشت به بندر انزلی، نزدیک‌های کرج بودیم‌که خوابم‌برد. در همان خواب کوتاه حضرت آقا را دیدم.... دیگه بقیه حس و حالش خصوصی و برای خودمه... از خواب بلند شدم. با دوستانم که بچه های انزلی بودن شروع به کلیپ برداشتن از پیج آقا کردیم برای استوری گذاشتن.... کاش دوباره فرصت دیدار جور شود... اطاعت‌ از حضرت خامنه ای واجب است با تشکر از تمامی دوستان وهمراهان‌گرامی ✍️ ابوالفضل یزدانی 👨‍💻فرمانده و اعضای گروه: طاها اخلاصی، محمد بیرانوند، ابوالفضل یزدانی و.... گروه برگزیده رویداد استانی گیلان 📲 به کانال ما بپیوندید «قرارگاه عملیاتی نوآوین»👇🏻👇🏻 @NoAvin_qarar 🔗لینک کانال «تشکل نوآوین»👇🏻👇🏻 @nojavan_avini_ir
🔮 📍 📆 ✅«نوآوین» یعنی آقا پسرای نوجوونی که میخوان گام در راه 🥀 بردارن. 🧔🏻شهیدی که اهل فکر و اندیشه، هنر و رسانه و تبیین و روایت‌گری بود. این نوجوون ها میخوان ۲۴ تا ۲۶ آبان در جمع شوند و روایتگران عرصه جهاد تبیین باشن. 📲 به کانال ما بپیوندید «قرارگاه عملیاتی نوآوین»👇🏻👇🏻 @NoAvin_qarar 🔗لینک کانال «تشکل نوآوین»👇🏻👇🏻 @nojavan_avini_ir
🔮 🇮🇷 👱 📌 رویداد استانی مرکزی( شهرستان ساوه) 🎊 حضور اولیه نوجوانان 📌با حضور ائمه جمعه محترم شهرستان ساوه امام جمعه شهرستان آوه فرماندار محترم شهرستان ساوه مسئولین محترم از اداره آموزش و پرورش 💪🏻 🇵🇸 📲 به کانال ما بپیوندید «قرارگاه عملیاتی نوآوین»👇🏻👇🏻 @NoAvin_qarar 🔗لینک کانال «تشکل نوآوین»👇🏻👇🏻 @nojavan_avini_ir
🔮 🇮🇷 👱 📌 رویداد استانی مرکزی( شهرستان ساوه) 🎊 مراسم افتتاحیه رویداد نوآوین 📌با حضور ائمه جمعه محترم شهرستان ساوه امام جمعه شهرستان آوه فرماندار محترم شهرستان ساوه مسئولین محترم از اداره آموزش و پرورش همراه با گروه سرود نوجوانان از شاهزاده حسین (علیه‌السلام) 🎈و توضیح و تشریح تشکل نوآوین توسط مدیر محترم تشکل 💪🏻 🇵🇸 📲 به کانال ما بپیوندید «قرارگاه عملیاتی نوآوین»👇🏻👇🏻 @NoAvin_qarar 🔗لینک کانال «تشکل نوآوین»👇🏻👇🏻 @nojavan_avini_ir