*ققنوسی از جنس درد*
قلب را از آتش اندوه نجاتش داده ام
ناجی ام جان بود عقل را به بادش داده ام
سوختم از آتش آن درد بی نام نشان
دود شد آن عقل در رد نشانی بی نشان
گه نگاهم غصه ی آن سوز را دربرگرفت
گاه دیدم مرهمی از درد من بوسه گرفت
بعد آن بوسه ندیدم ردی از سوز عظیم
لیک دیدم زنده شد ققنوس آن عقل سلیم
(نوشتار_سیده لیلا سعیدیان)
نُبآهئ؛ ☫🎒
آدمایی مثل این حروم لقمه یه زندگی شبیه عمروعاص دارن پشت علی نماز میخونن و از سفره معاویه کوفت میکنن
با همین مردم شیعه ابرو کسب کردی
معروف شدی
آوردنت بالا
واسه جذب همین شیعه ها تا کمر خم شده بودی ته دیگو با ناخون میتراشیدی
نُبآهئ؛ ☫🎒
با همین مردم شیعه ابرو کسب کردی معروف شدی آوردنت بالا واسه جذب همین شیعه ها تا کمر خم شده بودی ته
ولی خب معلوم نیس از کجا سوختی که اینجوری داری جز میزنی 🎀
در سکوت شب، وقتی ستارهها پیدا میشوند، گاهی دلتنگی مثل موجی آرام، خاطرات شیرین را با خود میآورد. حضور کسی که دوستش داری، حتی اگر دور باشد، در قلب تو زنده است. مثل نوری گرم که در تاریکی راه را نشان میدهد. این نور، یادآور عشق و پیوندی است که زمان و مکان نمیتواند آن را کمرنگ کند
پسرای انقلابی که تو بی ان و نشستن و یه دستشون پرچم یه دستشونم آیفون ۱۷ پرومکسه واقعا تایپم هستن 🌚
( برگرفته از کتاب دلفین ها پرواز میکنند )
کاری که ترامپ واسه جلب توجه کرد واسه ما یه ایده نخ نما شده اس ، نمیدونه دختر پسرای ایرانی تو دهه ۹۰ واسه جلب توجه پارتنرشون دور دستشون باند میپیچیدن بعد رفیقشون عکسشو میفرستاد واسه پارتنره میگفت ببین چه بلایی سرش آوردی که از دستت خودکشی کرده ، الانم بیمارستان بستریه احتمال زنده موندنش یک صدم درصده 😔🎀