نُبآهئ؛ ☫🎒
تا بوده همین بوده نگاهی به نگاهی می افتد و می سوزد دل در تب آهی
من را به تو این نذر و دعاها نرساندند
ای کاش مهیا بشود گاه گناهی
نُبآهئ؛ ☫🎒
من را به تو این نذر و دعاها نرساندند ای کاش مهیا بشود گاه گناهی
من لالم و ایم حجم وَرم کرده دهان نیست
زخمی است که وا می شود از عشق تو گاهی
نُبآهئ؛ ☫🎒
من لالم و ایم حجم وَرم کرده دهان نیست زخمی است که وا می شود از عشق تو گاهی
دو بافه کن و بر دو سرِ شانه بیاویز
من باشم و تردید بر آغازِ دو راهی
نُبآهئ؛ ☫🎒
دو بافه کن و بر دو سرِ شانه بیاویز من باشم و تردید بر آغازِ دو راهی
بر زلزله جامانده کسی خُرده نگیرد
می ترسد از دیدن هر سقف و پناهی
نُبآهئ؛ ☫🎒
بر زلزله جامانده کسی خُرده نگیرد می ترسد از دیدن هر سقف و پناهی
لبخند بزن سرخ لبِ من که منوط است
زیبایی هر تُنگ به رقصیدنِ ماهی
«حامد عسکری»
کپی؟!راضی نیستم❌
#شعر