وایسادیم دیگ نمازو خوندیم و گفتم عمه من برم ی زیارت کنم دوباره با زینبو زود برگردم
فهمیدم چرا میگف ن
مردونه بود خب
و اینکه ویلچر خیلی کمتر بود و مث اون موقه ی اول ک رفتم فقد مسیر برا ویلچر نبود
آدماعم پیاده تو صف بودن برا زیارت