کسی ک آخرین باری ک اومد تو خوابم، رفتم جلوی جلوی جلوی جلو و کلی باهاش حرف زدم
بعدم منو از همون دری ک همیشه وارد میشدن، اونی ک سمت راست حسینیه بود و مثلا اون شبه بعد از جنگ ۱۲ روزه وارد حسینیه شدن، فرستادن برم تو اتاقهای دیگه
بعد اومدن مث صاحب خونه در اتاقو باز کردن و بهمون سر زدن و گفتن چرا بیرون نمیاین