عمم زنگ زدن گفتن میخوایم بیایم خونتون از مشهد اومدین
گفتم نیستن همسرم دیر میان. گفتن اشکال نداره دیر میایم ماعم😃
و اینگونه بود ک ساعت ۳ ب عمم و مطهره اینا و مامانم اینا ک همشون از قبل گفته بودن میخوایم بیایم ی سر بهتون بزنیم، گفتم شام بیاین