عمم زنگ زدن گفتن میخوایم بیایم خونتون از مشهد اومدین
گفتم نیستن همسرم دیر میان. گفتن اشکال نداره دیر میایم ماعم😃
و اینگونه بود ک ساعت ۳ ب عمم و مطهره اینا و مامانم اینا ک همشون از قبل گفته بودن میخوایم بیایم ی سر بهتون بزنیم، گفتم شام بیاین
#من_و_شما
تازه فهمیدم باردارم
ریحانه بهشتی میخونم نوبت دکتر گرفتم
ولی خیلی گیج و منگم
اصلا انگار نه انگار حاملم هیچ حسی ندارم
بعد دو تا بتا دادم اولی ۱۵۰ بود دومی ۴۰۰
-----
وای عزیزممم🥲❤️ مبارکهههه ان شاالله ب سلامتی زایمان کنی🥲❤️
مم اولش هیچ حسی نداشتم تا زینب ب دنیا اومد😁 ولی الان حتا دلم برا پای راستش ک کاملا میذاش بین دوتا دنده اخرایام و فشاررر میداد و منم صداش میکردم و در میزدم ب اونجایی ک هستش میگفتم بیزحمت پاتو بردار سوراخمون کردی ام تنگ شده😩
#من_و_شما
سلام خواهش میکنم برای من خیلی دعا کنیننن کنکوری اممم😭
-----
ما ی کنکوری داریم تو خانوادمون. حالا اشاره مستقیمی ب داداشم نمیکنم ولی خیلللییییی پیگیره
همشم میگه شماها نمیفهمین ما ۳ تا جنگ تو سال کنکورمون داشتیم :/
اوکی این جنگ جنگ بود. جنگ ۱۲ روزه ک خرداد بود ب کنکور تو ربطی نداش😒
اغتشاشاتم جنگ میبینه گویا و از نظرش چون فاصله ی اندکی با شهادت داشته، اون بیشتر از ما متوجه میشه😒
درکل
خدا کمکتون کنه🥲 منم سال کنکورم کرونا شد☺️