تا ی حدیم دلیلی ک بخاطرش میخواستم نرم، اونجا بهم نشون داده شد و دیدم مثلا یکی از دلایلم ک اذیت شدن زینب تو گرما بود، تا ی حدی واقعا اذیت شد
پارسال لجم میگرف میومدن جلو من حرف میزدن و برنامه ریزی میکردن و کادو برا یچه های تو طریق آماده میکردن
امسال تا دیدم خرید کردن، یهو گفتن فردا بیا خونمون بسته بندی کنیم.
ی لبخند ریزی زدم و تو دلم گفتم خدایا کن واقعااا اذیت میشم🙂
رهام کنن کاش
الان در حدی شلم ک تا الان داشتم ب مادرشوهرم کمک میکردم وسیله هاشونو جم کنن😐☺️🤣