بعد رفتیم پل هوایی داشتیم از پله ها میرفتیم پایین دیدم یه چیز سُر مانند بغلشه بعد به فاطمه گفتم ازش بزار سُر بخورم بیام پایین گف نکن اسکل اون برا جای دوچرخه سواراس😂😭
گفتم جاریم اینا شب بیان خونمون
بعد گفتم قبلش زودتر بیاد ک کمکم کنه.
کپک مدت هاسستتتت قراره بیاد 🙂🔪
چون دیدم میتونه بیاد کمکم، گفتم مادرشوهرم اینام بیان🙂💔
الان منم و ظرفشویی و جارو برقی 🙂💔
ببین تو حاضری صورت یکی که خیلی زحمت کشیده رو بخوری؟😂😭
نه جدا از شوخی
چه جوری میشه کله یکی دیگ رو خرد؟