دلم خونمونو میخواد
ولی واقعا دلم برا اینجا خیلی تنگ میشه، حتا برا این مدل مریض شدنم🙂💔
دلم برا بی آبی، شلوغیه رو اعصااااببببب، حرم رفتنای نصف شب و ظهرا وسط ضل آفتاب، دعوا با پیرزنا، اینکه ب موکبمون بفهمونیم سوپ غذا نیست و انقد شبا سوپ نده، دنبال دسشویی گشتن وسطه دلدرده رومخخ و... خییلللییی تنگ میشه🙂💔
از صب ک وارد ایران شدیم، دسشویی با شیلنگ، وضو با آب سرد و پرفشار، آب خنک و... همش بوده
ولی من و مطهره مریض شدیم🙂😂
هه تر🙂
مامانمم گفتن براشون بالا نمیاد🙂💔
ولی من داشتم میرفتم توییت بخونم تو اینستا 💔
حقیقتن تف ب اونایی ک ب ی اعتراض ساده میری... ینی گند میزنن بهش. (گرچه همچنان مخالفم)
بخاطر اون اسبا الان ماهایی ک نشستیم تو خونه باید بشینیم سماق بمکیم😒🔪