اینجام یه ساختمون افتاده تو مدرسمونه که رفتیم دیدیم برا کنکوریاس که کلاسای سال ۸۰ به بعد توش بودن🎓
رفتیم خونه ی بنده خدایی ک تو ارتشه، بعد این بنده خدا ی 100 تومنی بهمون داد، گف اینو آقا دادن بهم🙂❤️✨
گذاشتمش لای قرآن عروسیمون🙂❤️
{*نُودِلیــت*}
از 4 شب، ی شب دیگ کم شد شد 3 شب 💔
از 4 شب ی شبش کنسل شد، برنامه عم ی شب افتاد جلوتر :)
ینی کللللنننن 2 شب :))))
و این خیلی رو مخه :)))