رفتیم خونه ی بنده خدایی ک تو ارتشه، بعد این بنده خدا ی 100 تومنی بهمون داد، گف اینو آقا دادن بهم🙂❤️✨
گذاشتمش لای قرآن عروسیمون🙂❤️
{*نُودِلیــت*}
از 4 شب، ی شب دیگ کم شد شد 3 شب 💔
از 4 شب ی شبش کنسل شد، برنامه عم ی شب افتاد جلوتر :)
ینی کللللنننن 2 شب :))))
و این خیلی رو مخه :)))
بعد از این دو شب شما داغون ترین حال و سگ ترین اخلاق و شاید گوشه گیریه عجیب و شاید بستن کانال ب دلیل رد دادن و شاید پیام گذاشتنه دم ب دیقه تو کانال ب دلیل رد دادن و شاید عجیب ترین و اوسگولانه ترین حالت بنده رو شاهد خواهید بود☺️😘
باتشکر از صبوری شما دوستان عزیز🚬
دیشب وسط پارک رفتم سوار تاب شدم بعد یهو یکی از اقوام دور،مرده بچشو آورد که سوار تاب کنه.منم گفتم بزار بلند شم بچشو بشونه.بعد که رفتم بچشو تاب داد که یهو بچه ۱۱سالش اومد که بره سوار تاب شه بهش گف چرا میخوای سوار شی،خجالت بکش،دیگ بزرگ شدی نشین🗿
بعد منی که با ۱۸سال سن نشسته بودم،بدجوری شکست عشقی خوردم🦥💔