دیشب وسط پارک رفتم سوار تاب شدم بعد یهو یکی از اقوام دور،مرده بچشو آورد که سوار تاب کنه.منم گفتم بزار بلند شم بچشو بشونه.بعد که رفتم بچشو تاب داد که یهو بچه ۱۱سالش اومد که بره سوار تاب شه بهش گف چرا میخوای سوار شی،خجالت بکش،دیگ بزرگ شدی نشین🗿
بعد منی که با ۱۸سال سن نشسته بودم،بدجوری شکست عشقی خوردم🦥💔
{*نُودِلیــت*}
دیشب وسط پارک رفتم سوار تاب شدم بعد یهو یکی از اقوام دور،مرده بچشو آورد که سوار تاب کنه.منم گفتم بزا
همون لحظه ک این بنده خدا داش حرف میزد من داشتم میشستم رو تاپ بغلیش☺️
همیشه تو این شرایط ک میشه، با کمترین مکالمه تا ساعت ها هم شارژم فول میشه هم بعدش انگا یخ میزنم.
سخت میشه از جام بلن شم :)
مامانم اینا تختمو جم کرده بودن، تخت داداشمو آوردن تو اتاقم
بعد از کلی تو مخی قراره بذارن سرجاش
حالا این از این
تا اینا بخوان تختمو درس کنن، من از کمردرد مردم 🙂
رو مبل ک میخوابم کلن ب ی ور میخوابم بعد تمام تنم درد میکنه ☺️