از وقتی فیلم شهید آرمان علیوردی رو دیدم، از وقتی فیلم کامل شاهچراغ و دیدم، از وقتی فهمیدم پدر و مادر و برادر آرتین شهید شدن، از وقتی فهمیدم پنجشنبه همین هفته عروسی خواهرش بوده، از وقتی مصاحبه ی اون مجروحو دیدم که میگه دختر بچه سه ساله پشت اسپیلت تیر خورده بود ولی من نتونستم نجاتش بدم، از وقتی...
از همون موقع تاحالا حالم داغونه... دلم میخواد دیگه واقعا از جام بلند شم و کاری کنم... دیگه نمیتونم تحمل کنم :)
صبرم سر اومده :)
شهید آرمان همسنم بود...
تو مترو شعار میدادن ک بیغیرتا نشستن، هشتادیا تو حبسن
اون هشتادی ای که تو حبسه، قد ارزنم غیرت نداره، اون فقط جوگیر شده... اونی که غیرت داره اونیه ک تا قطره ی آخر خونش داره با اینا مدارا میکنه و میگه نا ندارم کاریتون ندارم برین، ولی بیشرفا میزننش هنوز...
شهید آرمانم دهه هشتادی بود...
آخه بیشرف میدونی اون انگشتر نقره چقدر سفت و محکمه؟
میدونی اونجوری که تو زدی انگشتر و شکوندی ینی تمام استخوناشم شکوندی؟
میدونی خیلی بی همه چیزی؟ میدونی از سگ کمتری؟ الهی درد بی درمون بگیرین همتون. الهی دست و پاتون قلم شه به حق حضرت زهرا...
مستِ هلهله کشتنت...
معلومه تو چند مرحله کشتنت...
#طلبه_شهید_آرمان_علیوری
#آرمان_علیوردی
من وقتی لاک صورتی آینه ای زدم چرا باید بلن شم بیام حوزه مراسم وداع با شهید؟
لباسمم رنگیه
روسری و مانتو از مامان بزرگم گرفتم با لاک صورتی نشستم این وسط🙂✨
درسته ب روضه نرسیدم ولی اینجا فضا جوریه ک با سخنرانی حاج آقا میرهاشمم میتونی زار بزنی
{*نُودِلیــت*}
من وقتی لاک صورتی آینه ای زدم چرا باید بلن شم بیام حوزه مراسم وداع با شهید؟ لباسمم رنگیه روسری و مان
آخ یادم رف بگم آرایشم دارم 🙂