امرو تو مترو، ینی صب، ی دختره مانتویی معلوم بود دانشجوعه
بعد ی ویس پخش کرد، با صدای ی پسر بود
اوله یکی از شعرای این چن وقته ک من خییلللییی اعصابم خورد میشه میشنوم و پخشش کرد.
ینی ی جوری بود ک بقیشو منتظر بود بگن ملت. ک هیشکیم هیچی نگف.
ینی انقد بدم میاد ازین شعاری ک ب سپاه میدنا🔪
بعد دقیقن دختره پشته من بود. منم برگشتم با ی قیافه ی خشم اژدهاطور نگاش کردم برگاش ریخ. بیدبه اسب
آنچنان اخمی بش کردم پراش ریخ.
ولی حقیقتن اگ ادامه ی شعارشونو، ینی اون قسمته فوششو میذاشتا، با مشت میرفتم تو دهنش😒🔪