قط ک کردم گفتم من دیگ صبت نمیکنم. خودت صبت کن 🙂😂 بعد با اون شماره ای ک زنگ زده بودم باز زنگیدم، جواب نداد 🙂😂😂😂
با ی شماره دیگ مجبور شدیم زنگ بزنیم🙂😂
ب ی درجه ای رسیدم ک میخورم ولی سیر نمیشم
اصن گشنم نمیشه ک بخوام خودمو سیر کنم
ولی دلم ضعف میره بدجور 🙂✨
نمیدونم باید بخندم ک زن عموی همسرم زنگ زده سالگرد عروسیمونو تبریک گفته یا گریه کنم ک تو خوابم، بعد از کلی کلنجار رفتن با داعش، رسیده بودیم کربلا و دقیقن همون لحظه ک دیگ گفتن لو رفتین و باید سریع برگردین و از کربلا برین و من اومدم بشینم از امام حسین خدافظی کنم و ی عکس از گنبد امام حسین بندازم، گوشیم زنگ خورد🙂🔪
والا ما هرکی حامله بوده دور و ورمون، بنده خدا مث اسب گشنه بوده و همش در حال خوردن بوده✨
وای من عاشق چراغونی خیابون دوم، سوم نیروهوایی تهرانم
ینی از پارسال قبل از عروسی هی میرفتیم نگا میکردیم
امسالم زدن باز
خیلی باحالهههه
امشب
دقیقن یکسال و چند ساعت از زندگی مشترک من داره میگذره🥺🥲
یادش بخیر پارسال، تا ی ساعت و خورده ای پیش مطهره نشسته بود تو پذیرایی خونه ما و با تمام وجود برا لباس و کیف و کتاباش ک دزد بعد از عروسی ازش زده بودن عر، ببخشید گریه میکرد 🙂😂
پارسال این موقه دیگ انقد اعصابم از همه چی بخاطر دزدی و اینا خورد شده بود ک مث جنازه بیهوش شدم🙂😂