eitaa logo
{*نُودِلیــت*}
106 دنبال‌کننده
692 عکس
125 ویدیو
1 فایل
بسم رب الحسین(ع)... من ♡حسینی♡ شده ی دست امام ♡حسنم(ع)♡ :) شاید یهویی دلت بخواد باهام حرف بزنی! اینم راه ارتباطی ناشناس من و شما👇🏻 https://eitaa.com/nashenas_app/app?startapp=link_1k1e07e&btn=Nodelit ورود برادران اخوی ممنوع🤝🏻 پیگرد شرعی داره😐✌🏻
مشاهده در ایتا
دانلود
بزرگترین محرک داخلی، خارجی، محیطی، فردی‌، اجتماعی و... در دوران بارداری برای تکون خوردن یا بیدار شدن یا بلند شدن از جا فقط و فقط ی چیزه👇🏻 مایعی ک در آن ترکیبات زائد بدن است. *ادرار* 🗿🚬
من نشستم ی تحقیق در آوردم از اینترنت برا دانشگاه کمر درد گرفتم چجوری قراره بلن شم تا اونجا برم و ب صورت طولانی مدت پشت میز و صندلیای داغونه اونجا بشینم برا امتحان؟🙂
خدایا ب ما قدرتی ده ک فردا 6ونیم 7 صب بیدار شیم کار کنیم ک مهمونامون فک نکنن اومدن باغ وحش😀
اون لحظه ای ک خوابم میاد ولی نمیره از 100 تا فوش بدتره. خوابه بی شرف😒🔪
الان فکر کنم نزدیک۷ ماهت باشه شکمت چقدر اومده جلو ؟ راستی فاطمه برا نی نی چیزی گرفتی خب عکسشو بزار ذوق کنیم ما هم و اینکهه اسمش چی؟ یه حسی بهم میگه قراره زینب خانم باشه ----- الان 6 ماهم تموم شده تو 7 ماهم. حقیقتن تا اینجاش ب عددش نمیخوره و زود گذش( ولی فقد ب عدد ماه نمیخوره ها، زمان ک همینجوری حلزونی واس خودش میره این ب کنار) اوهوم شیکمم دیگ داره خیلی کش میاد. ی وقتایی حس میکنم الانه ک نافم بزنه بیرون بسکه ب شکمم فشار میاد😂 ب شدتم حال نمیکنم با این مسئله ک نافم بزنه بیرون و حتا خواب دیدم داره با بچه صحبت میکنم یهو از تو شیکمم نافمو هُل میده بیرون😂✨ اینجوری ک حال نمیده. بذا قشنگ سیسمونی گرفته شه، عکس میگیرم میفرستم. الان یکی دوتا لباس ک ذوق آنچنانی ای نداره. و اینکه حست کاملا درسته و گفته بودم ک ب احتمال زیاد اسم حاج خانوم قراره زینب خانوم باشه 🌚
میدونستی خیلی زود باردار شدی 😐😐😐😐 یادمه اسفند عروسی کردی یعنی ۷_۸ ماه بعد حداقل یکم دونفری خوش میگذروندید می‌فهمیدید زندگی یعنی چی بعد خودتو زیر بار این همه مسئولیت میکردی مگه چند سالته 😐 یه دوتا صبح دو نفره ی بیشتری برا خودتون می‌ساختید قحطی بود ----- ببین من از اردیبهشت 99 تو عشق و حال بودم. ینی از روزی ک محرم شدیم ی بند تا موقعیت پیش میومد بیرون رفتیم و حال کردیم. من فاصله سنیم با مامانم 18، 19 ساله و وقتی میرفتم مدرسه فقط من بودم ک بچه ی اولی بودم ک فاصله سنیش انقد با مامانش کم بود. ینی اگ دوستام بچه اول بودن، فاصله سنیشون کمه کم 25 سال بود با ماماناشون. ما هروخ ی جا میرفتیم و هنوزم ی جا میریم نمیگن مادر و دختریم، میگن شما خواهرین. خب من وقتی با بچم تفاوت سنی کمتری داشته باشم صد در صد تو این دوره زمونه ک تفاوت نسلی خیلی زیاد شده و طرف حرف آدمه دوسال بزرگتر از خودشو ب زور میفهمه، من چرا بذارم انقد فاصله سنیم با بچم زیاد شه ک ن من حرف اونو بفهمم ن اون؟ همیشه از بچگی دوس داشتیم فاصله سنیم با بچم مث خودمو مامانم باشه، ولی خب متاسفانه بابای بچم تو همون سن 18 سالگی تازه اومد سراغم و یکم دیر شد😂😂 بعدم ما کلن صبونه خور نیسدیم. یکی دوتا صبونه هم هیچ فرقی برامون نداره
{*نُودِلیــت*}
#من_و_شما میدونستی خیلی زود باردار شدی 😐😐😐😐 یادمه اسفند عروسی کردی یعنی ۷_۸ ماه بعد حداقل یکم دونفر
من فقد بعد از عروسی ی چیز میخواستم و بعدش بچه دار شدنمون، اینکه ی سفر دونفره بریم🙂😂 چون ما معمولا هرچی مسافرت میریم، لشکری میریم و بعد از عروسی خیلی طول کشید تا ما ی ماه عسل رفتیم. ینی اگ فردای عروسی ما میرفتیم ماه عسل، الان بچم ب غذا خوردن افتاده بود فک کنم🙂😂
دلم هندونه میخواد، حوصله ندارم الان پاشم، گلوم از شیرینی هندونه هه درد گرفته، حوصله ندارم نصفه شب با این حجم خستگی بعد از مهمونی بلن شم بخاطر ی تیکه هندونه برم دسشویی، هم واقعا حس میکنم از شدت هوسی ک کردم هندونه هه رو، الان بلن میشم میرم میخورمش ولی همچنان حال ندارم ://
تقریبا نفهمیدم چی گفتم ولی هندونه میخوام
خاک بر سر شکموت کنن گلم 😐✨
ولی کاش میشد تو مهمونیا دست و پای بچه هاتونو ببندین ک انقد اون صاب خونه ی بدبخ حس نکنه هرلحظه ممکنه ی تیکه از جاهازش نیست و نابود شه🙂
بعله✨ دوتا تیکه ی بزرگش دیگه تو ظرف نیست 😔🗿