من ی اوسگوله واقعنیم
فک میکردم امتحانم 3تا5 باشه
ولی 1 تا3 عه و مجبورم خودم برگردم🥲
ی بنده خدایی از فامیلامون امروز فوت کردن
بیزحمت برا شادی روحشون و مخصوصااااا صبر و آرامش خونوادشون ی صلوات بفرستین
دیشب ک شنیدم حالشون بد شده و رفتن بیمارستان، یهو حالم خیلی بد شد زدم زیره گریه
همسرم گفتن بنده خدا سنش کم نیست ک داری اینجوری میکنی ک
گفتم من اصن با خودشون کار ندارم، اگه بلایی سرشون بیاد بین بچه هاشون جنگ جهانی سوم راه میوفته...
حقیقتن وقتی امروز فمیدم رحمت خدا رفتن خیلی نگران حضور این خواهر برادرا کنار هم بودم
البته ک هممون نگرانیم هنوز
امروز ب زوره آمپول و آرامبخش و اینا از جنگ نجات پیدا کردن، فردا ک دفن بشن میترسم بیوفتن ب جون هم...
از لحظه ایم ک چشمامو بستم ک بخوابم تا لحظه ای ک یهو از خواب پریدم، همش درحال انتقال دکتر و رفتن ب سونو و هزارتا کوفت و اینا بودم
دیگ سرم درد میکنه🙂
زنیکه میمون
امتحانمو دادم تموم شد، اومدم برم برگه رو بدم ب مراقب
قبلش برگشتم ب دوستم گفتم تا کی وقت داریم برا استاد جزوه بفرستیم؟
وقتی رفتم ورقه رو بدم ب اين زنیکه الدنگ برگش گف برا چی صحبت کردی سره جلسه؟ ورقتو میدم آموزش :/