eitaa logo
{*نُودِلیــت*}
106 دنبال‌کننده
689 عکس
125 ویدیو
1 فایل
بسم رب الحسین(ع)... من ♡حسینی♡ شده ی دست امام ♡حسنم(ع)♡ :) شاید یهویی دلت بخواد باهام حرف بزنی! اینم راه ارتباطی ناشناس من و شما👇🏻 https://eitaa.com/nashenas_app/app?startapp=link_1k1e07e&btn=Nodelit ورود برادران اخوی ممنوع🤝🏻 پیگرد شرعی داره😐✌🏻
مشاهده در ایتا
دانلود
حس میکنم ی چیم هس ولی نمیدونم تو چ حیطه ی اخلاقی و مغزیه :///
دلم را نمایشگاه پارسال تنگ شده واقعا خوده تایمه نمایشگا هیچی، وقتایی ک خسته و کوفته از نمایشگاه برمیگشتیم نمیدونم چرا انقددد ب من میچسبید🥲🥲
وای یاده یکی از روزاش افتادم🙂😂 داداشم و پسر عمم و من و مطهره 4 تایی با مترو رفتیم نمایشگاه و قرار بود تا ایستگاه جهاد بریم و بقیشو همسرم اینا بیان دنبالمون
بعد ما کاغذ رنگی بسته بندی کرده بودیم و داده بودیم دسته پسرا بعد من و مطهره رفتیم تو زنونه و نزدیکترین جایی ک ب مردا میشد تو قطار، نشستیم ک علی و محمد(پسرعمم)و گم نکنیم و حواسمون باشه برا پیاده شدن
بعد این دوتا پسرا شرف نذاشتن برا من این کاغذارو گرفته بودن دستشون تو مترو هی میرفتن مث دیوانه ها کنار ملت و غیر مستقیم میگفتن کاغذ بخرین ازمون 🙂😂
بعد از مترو اومدیم بیرون و جلو دره ایستگاه جهاد منتظر وایساده بودیم، یهو اینا گرفتن اون وسط نشستنو شرو کردن ادای دستفروشی دروردن🙂😂😂😂
بعد محمد هی با ی لحن مسخرههه ای هی میگف از من بخرین 😂😂
هیچی دیگ من واقعا میخواستم تمام تلاشمو کنم ازین دوتا خل و چل دوری کنم ولی نشد🙂✨
ازون خاطره ها بود ک شاید ب شدت برا شماها مسخره باشه ولی من و مطهره قاه قاه بهش میخندیدیم چون تو شرایطش بودیم 🙂😂
کاش بخوابم ن؟🙂☺️
حس غمگینانه ی خاصی دارم 💋
سگِ سیاهِ افسردگی؟