#من_و_شما
فاطمه من آجیم که به دنیا اومد مامانم فوت شدن منم اون موقع ها که ناآروم بود با شال محکم میبستم به کمرم و کارارو میکردم یبار نمیدونم چجوری شد افتاد بعد منم ترسیدم دیگه اینکارو نکردم
-----
الهی... خدا بیامرزه مامانتو...
آره بابا کاره خطرناکیه، ازین آغوشیام رفتیم دیجی کالا ببینم قیمتش چنده دیدیم اولن قیمتش بالاس، دومن من ک خودم اصلا نمیتونم تحملشون کنم چون خیلی گرمم میشه
هم پارچه ی خوده اون گرمه هم اینکه زینب بهم بخواد ی بند چسبیده باشه گرمم میشه یهو یادم میره بچمه و میشوتمش ی وری 😄👍
ب نظرم قابل ترحم ترین و مظلوم ترین مرحله ی رشدی آدم نوزادیه.
مخصوصن تو بچه های اول.
چون آدم واقعن نمیفهمه اون بچه الان چی میخواد🥲
دلش درد میکنه ولی پستونک نمیخوره... اینم خیلی بده 🥲🤝
هدایت شده از سوگند (약속)
یه عالمه کاغذ کادوی استفاده شده رو ریختم دور
البته برای اسکرپ بوک استفاده میکردمشون ولی واقعا خیلی جا میگرفتن
{*نُودِلیــت*}
یه عالمه کاغذ کادوی استفاده شده رو ریختم دور البته برای اسکرپ بوک استفاده میکردمشون ولی واقعا خیلی ج
من نگه میداشتم میگفتم برا فلان روز و فلان کادوم بوده و باهاش خاطره دارم🙂😂
فرزندی ک بغل باباش بخوابه تا مامانش بره دسشویی و بعدم بلن شه کاراشو کنه گلی ست از گل های بهشت🥲😂
ممنونیم از دختری ک تا پیامو فرستادم و بیدار شد و ازون موقه تاحالا تو بغلمه☺️🔪
چرا بچه ها دم سفره پهن کردن ک میشه گشنشون میشه؟
الان من ی مادر گشنم ک همه نشستن سره سفره و منه گشنه ی بی اعصاب نشستم تو اتاق :/